حسن حسن زاده آملى

16

هزار و يك كلمه (فارسى)

فى شرح العين الرابعة و الستين من كتابنا سرح العيون فى شرح العيون ؛ و يطلب ايضا فى الدرس الثالث و العشرين من كتابنا دروس اتحاد العاقل بالمعقول سيما التبصرة الثالثة من ذلك الدرس . 7 - قد أفاد و أجاد استاذنا العلامة ذو الفنون الشعراني ( رفع اللّه سبحانه درجاته ) فى تعليقة على أسرار الحكم للمتأله السبزوارى ( ط 1 ، ص 334 ) بقوله الرصين : در صدر اسلام سخن از معاد جسمانى و روحانى و فرق ميان آنها نبود ، خداوند در قرآن كريم بعث و نشور و عذاب و ثواب وعده فرمود و مردم به آن ايمان آوردند چون مىديدند ادلّه نبوّت بسيار است ، و اخبار رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم هر چه از آينده داد واقع شد ، يقين كردند ثواب و عقاب هم كه خبر داده است واقع مىشود ، و غالب آنان حقيقتى غير جسم قائل نبودند حتى واجب الوجود را جسم مىدانستند تا به فرشتگان و بهشت و دوزخ و ارواح چه رسد . اكنون هم تصوّر وجود غير جسمانى براى اكثر عوام مشكل است و خداوند را با تكلّفى غير مجسّم مىگويند ، و اگر با آنها از معاد روحانى گفتگو كنى پندارند آخرت موهوم است و لذائذ و عقاب آن اعتبارى و بىحقيقت و هرگز از شرّ و فساد به اميد لذايذ روحانى باز نمىايستند بلكه خواص هم . پس بايد به آنچه در قرآن آمده است اعتراف كرد و گرد فضول نگشت . اهل ظاهر غير معاد جسمانى قائل نيستند و أهل معنى به هر دو معترفند و حق همين است ؛ و گروهى نيز به معاد روحانى محض قائل‌اند ، و در نظر اهل ظاهر اين قول به منزله انكار معاد و تكذيب قرآن است نعوذ باللّه . 8 - فصول حقيقى اشياء ، انحاء وجودات خاصّه آنهايند ، و فصول منطقى علامات و أمارات و حكايات از آنهايند لذا فصول حقيقى اشياء نه از مقوله جوهرند و نه از مقوله عرض بلكه فوق مقوله‌اند چه اگر فصول آنها عرض باشد لازم آيد تقوم جوهر به عرض ، علاوه اين كه لازم آيد وجود يك حقيقت هم جوهر باشد و هم عرض ، و اگر جوهر باشد جوهر خود جنس است و در تحصّل خارجى خود نياز به فصل دارد و باز نقل كلام در اين فصل مىشود و هكذا .