حسن حسن زاده آملى
97
هزار و يك كلمه (فارسى)
اشتداد يافته رفته رفته قوّت گيرند . و نهايت تعجّب و حيرت از شيخ الرئيس ابن سيناست ( 10 ) كه مىگويد : نفس ناطقه يك فرد عالم متبحر حكيم در سنّ هفتاد سال مثلا از حيث درجه وجود ، مطابق با زمانى است كه اين مرد شير خوار بوده است ، فقط تفاوت بين دو حال را به پيدايش اعراض و صفات كماليه مىداند كه در ابتداء نبودند و در سنّ كمال به تحصيل و اكتساب حاصل گرديدهاند ، بدون اين كه كوچكترين تفاوتى در جوهر ذات نفس حاصل شود . و اين قول مخالف وجدان صريح هر عاقلى است كه مراجعه به ذات خود نمايد . حال مقتضى است كه برهان بر ثبوت حركت جوهريه را ذكر نماييم بعونه تعالى . و چون براهين بر ثبوت اين معنى و مؤيّدات آن بسيار است ما در اين رساله دو برهان انتخاب نموده به بيان مخصوص به خود نگارنده مىنگاريم : برهان اوّل اين است كه در سابق معلوم شد كه اعراض عارضه به جسم مثل كيف و كم و وضع و غير آن ، كه ذاتى هر جسمى است ، منبعث از حاقّ جوهر و صورت نوعيه آن جسم است ، و در حقيقت توليد عوارض و صفات جسم از صور طبيعيّه جوهريه است . ( 11 ) حال گوييم : ممكن نيست كه علّت مؤثّره در وجود معلول با همه جهات عليّت باقى و ثابت باشد و معلول زوال يابد و تغيير كند ، بلكه هرگاه معلول تبدّل يافت بديهى است كه علّت مؤثّره هم تبدّل يافته است . مثلا هرگاه فرض نماييم رنگ طبيعى سيب در حدّ معيّنى مثل درجه اول آن رنگ از طبيعت جوهريه جسم توليد شد و طبيعت جوهريّه علّت تحقّق رنگ در درجهء يك گرديد ، بعد رنگ كه اثر طبيعت جوهريّه است باذن اللّه تعالى و تقديره حركت نمود به سمت كمال و تغيير نمود و به درجه دوم رنگ سرخى تحوّل يافت ،