حسن حسن زاده آملى
81
هزار و يك كلمه (فارسى)
انواع متحصله حقيقيّه - كه جنس آنها در مركّبات خارجيه از ماده آنها منتزع شود ، و فصل آنها در اين مركّبات از صورت آنها مأخوذ بود ؛ و جنس در مطلق آن انواع ، بسيط باشند در خارج يا مركّب ، به حمل شايع بر فصل حمل شود ، و فصل بر جنس ، و هر يك از جنس و فصل بر نوع ؛ و نوع بر هر يك ، و مفاد حمل شايع اتحاد موضوع و محمول بود در وجود خارجى محمول - آن مركبات در حقيقت مركب حقيقى نباشند بلكه وحدت آنها منحصر باشد به وحدت اعتباريه هيئت اجتماعيه كه از انضمام اجزاء اگر چه به ربطى ذاتى بود حاصل شود . پس در مركبات حقيقيه لازم باشد كه اجزاء مركب را وحدتى حقيقيه بود ، و وحدت حقيقيه از آنجا كه از عوارض وجود و موجود بما هو موجود باشد عين وجود بود . پس اجزاى مركب حقيقى را بايد وجودى واحد باشد تا به آن وجود واحد در تحت يكى از انواع متحصّله واقعيّه مندرج شوند ؛ زيرا كه در اقسام و انواع مقولات ، وحدت حقيقيّه معتبر باشد و الا حصر در مقولات ممكن نباشد . و مركب از دو فرد از دو نوع از دو مقوله مثل فردى از جسم و فردى از سواد كه اول مندرج باشد در مقوله جوهر و دوم در مقوله كيف ، مقوله برأسه بود خارج از مقولات ؛ زيرا كه مركّب از داخل يعنى مندرج در تحت عنوانى ، و خارج يعنى غير مندرج در تحت آن عنوان ، خارج باشد يعنى مندرج در تحت آن عنوان نباشد . و از آنجا كه در نظر تحقيق اعراض با موضوعات متحدة الوجود باشند ، و نگارنده اين حروف را بر اين مطلب برهانى خاص باشد ، و در رساله سبيل الرشاد كه در اثبات معاد جسمانى نوشته است ذكر نموده است ؛ و صدر المتألهين ( قدّس سرّه ) نيز در بعضى از براهين اثبات حركت جوهريّه در شواهد ربوبيه به اين مطلب اشاره فرموده است ، مجرد اتحاد در وجود در حصول مركّب حقيقى كافى نباشد ؛ زيرا كه به اتفاق ، مركب از عرض و موضوع و عرضى و معروض مركّب حقيقى نبود و مندرج در تحت يكى از انواع حقيقيه نباشد ، بلكه بايد بعضى از اجزاء مركّب حقيقى بر وجه ابهام و جنسيّت يا بر وجه قوه و ماديت باشد ، و بعضى بر وجه