حسن حسن زاده آملى

55

هزار و يك كلمه (فارسى)

تبصره : آن كه از متأله سبزواري در اثناى بيان اين برهان نقل كرده‌ايم كه « و الطبع المتبوع للأعراض إن يثبت و يكن قارّا فينسدّ باب العطاء . . . » خود برهانى جداگانه بر حركت جوهر طبيعى است . فتدبّر . 13 - دليل ديگر بر حركت در جوهر طبيعي ، برهان « خروج شىء از قوّه به فعليت به عدم امكان نحوه كون و فساد است ، بلكه به نحوه حركت تدريجى جوهرى است » . در بيان آن گوييم : تغيير و تبديل صور نوعيه عنصرى مادّى و مركبات آنها از صورتى به صورتى چه در صورتهاى هم عرض يكديگر مثل تبديل آب به هوا و هوا به آب ، و چه در صورتهاى طولى استكمالى مثل تبديل نطفه به علقه و علقه به مضغه و هكذا تا صورت خلق آخر انسانى مثلا ، فى الجمله مقبول و مسلّم همگان از مشّاء و غير مشّاء است . طايفه مشّاء و پيروانشان اين تبديل و تغيير را به كون و فساد مىدانند كه پيوسته صور نوعيه متعاقب يكديگر يكى پس از ديگرى به نحو كون و فساد بر هيولى وارد مىشود كه صورتى جوهرى جديد كائن مىشود ، و صورت جوهرى پيش فاسد مىگردد به گونه‌اى كه ماهيت يك جوهر به ماهيّت جوهر ديگر عوض مىشود و جانشين صورت جوهرى پيشين مىگردد و حفظ و بقاى هيولى بدين صور متعاقبه در تحت تدبير مبدء مستحفظ يعنى اصل مفارق است ، مىباشد . سؤالى كه در كون و فساد پيش مىآيد اين است كه آيا كون و فساد دفعىاند يا تدريجى ؟ قائل به كون و فساد ناچار بايد بگويد دفعىاند ، زيرا كه اگر بگويد تدريجىاند ، تدريجى حركت است و در اين صورت خروج از قوه به فعل به خصوص در صورتهاى طولى استكمالى جز به نحو حركت جوهرى نخواهد بود . صاحب اسفار فرمايد كه اصلا و اساسا تغيير - يعنى كون و فساد - مساوى با خروج شىء از قوه به فعليت است ، و خروج از قوه به فعل جز به نحو تدريج امكان ندارد ، و كون و فساد در واقع به حركت تدريجى جوهرى است ؛ يعنى اصلا