حسن حسن زاده آملى

480

هزار و يك كلمه (فارسى)

اطلاق مىكند و آن را غير متناهى مىداند چنان كه قيصرى در شرح فص عيسوى فصوص الحكم گويد : اعلم أنّ كلّ من علم هذه المباحث النفيسة النّفسيّة ظهر له كون الأبعاد غير متناهية ؛ إذ النّفس الإلهي غير متناه كما قال : « أ لم تر إلى ربّك كيف مدّ الظل و لو شاء لجعله ساكنا » أى منقطعا لكنّه ما شاء انقطاعه فما انقطع » ( شرح فصوص الحكم - ص 335 ، ط 1 - چاپ سنگى ) . مراد از نفس الهى ، صادر نخستين است كه رق منشور ما سوى الله است و مباحث نفيس نفسيّه منسوب بدان است . و اما فيلسوف الهى بعد را فقط بر عالم جسمانى اطلاق مىكند و ابعاد را متناهى مىداند ؛ و در حقيقت اختلاف و تشاجر لفظى است زيرا كه فيلسوف الهى هم ما سوى الله را غير متناهى مىداند ، و ليكن بعد را بر ماوراى طبيعت اطلاق نمىكند بلكه مىگويد بعد عالم جسم و جسمانى به حكم براهين تناهى ابعاد متناهى است ؛ و ليكن در صحف عرفانى بحثى از تناهى عالم جسم و جسمانى به ميان نيامده است . نكته 683 كتاب ما هزار و يك نكته حاوى هشت دليل از حكماى الهى در بيان تناهى ابعاد به اصطلاح فلسفى است ، و ليكن هيچ يك را تمام ندانسته‌ايم ، فراجع . كلمهء 373 قاضى قضاعى ( متوفى 454 ق ) در ترك الاطناب فى شرح الشهاب در ترجمه و بيان حديث نبوى كه فرمود : أمّتي الغرّ المحجّلون يوم القيامة من آثار الوضوء گويد : « گفت پيغامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : امت من روى سپيد و دست و پا سفيد باشند از اثر دست و روى شستن . بدان كه ايزد تعالى چون نماز را واجب كرد نخواست كه بندگان وى به دنيا آلوده به خدمت آيند ، ايشان را فرمود كه وضوء كنند ؛ و با اين چهار عضو مخصوص كرد ، زيرا كه آدم