حسن حسن زاده آملى

472

هزار و يك كلمه (فارسى)

اين بدن دون ديگرى چيست ؟ د ) و ديگر اينكه موجود مجرد مفارق بايد عارى از عقل و علم باشد . ه ) و از آن جمله اينكه لازم آيد كه نفوس تمام انسانها حتى انبيا و اوليا ذاتا يك طور باشند و اختلاف به امور خارج از ذات باشد و مفاسدى بر اين امر لازم مىآيد . و ) و از آن جمله اينكه تعطيل نفوس قبل از تعلّق به ابدان لازم آيد ، و اين موجب اسناد لغو و عبث و به فعل حق سبحانه است . ز ) و ديگر اينكه جهات غير متناهيه بالفعل در حق سبحانه لازم آيد كه موجب انثلام وحدت حقّه حقيقيهء مبدأ أعلى ( تعالى شأنه ) است . ح ) و از آن جمله اينكه لازم آيد از تلفيق دو چيز متغاير ممتاز از يكديگر كه يكى نفس مجرد مفارق ، و ديگرى ماده جسمانى كه بدن است ، هويت وحدانى و وحدت شخصى صورت يابد . محض آگاهى عرض مىشود كه در بيان هر يك از مفاسد ياد شده مترتّب بر پندار روحانية الحدوث بودن نفس در كتاب گشتى در حركت بتفصيل بحث و تقرير و تحرير شده است . كلمهء 361 الف جلاله - أعنى « الله » جلّ جلاله - الف وصل است كه بايد در درج كلام ساقط شود چنان كه گويى بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ، و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ، و قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى ، و « بحول اللّه و قوته أقوم و اقعد » ، و آيات و ادعيه و اذكار بسيار ديگر . و حرف ندا بر الف و لام داخل نمىشود جز بر الف و لام « الله » . و به عبارت عوامل ملا محسن : لا تدخل حرف النداء على الألف و اللام إلّا في يا اللّه ، فلا يقال : « يا الرجل » ، بل يتوسط إمّا بأي نحو « يا أيّها الرجل » ، فأي منادى مفرد معرفة و الرجل صفة له