حسن حسن زاده آملى

461

هزار و يك كلمه (فارسى)

( شكل شمارهء 19 ) و يا اگر چيزى را در ظرفى بگذاريم كه مرئى ما نمىباشد ، و به همان حالت كه ظرف در حال خود است و شخص رأيى هم به حال خود باشد ، ديگرى در ظرف آب بريزد تا حدّى كه سطح آب بالا بيايد و مشاهد رأيى شود ، در اين صورت همين شخص رأيى آن چيز را كه در ته ظرف است مىبيند ، و اين به سبب نفوذ نور در آب و انكسار نور است . و هم آن چيز كه در ته ظرف ديده مىشود ، بزرگتر از حجم واقعى خود كه در هوا يعنى بيرون آب ديده مىشود ، مرئى مىگردد ، زيرا كه آب غليظتر از هواست و به سبب اين غلظت نور شكسته و پراكنده و پخش مىشود و آن چيز بزرگتر مىنمايد . شكل « لب » خزينهء دوم جامع بهادرى در همين مطلب است كه هرگاه مبصرى در ثخن آب باشد و بصر در هوا ، در اين صورت آن مبصر ، أعظم مرئى مىگردد از نفس خود به همان بعد كه در هوا باشد ، إلخ . ( ص 183 ) . اگر كسى هنگام غروب قرص خورشيد و ماه ، در كنار دريا بوده باشد ، قرص خورشيد يا ماه را با اينكه از افق فرو رفته‌اند تا چندى بالاى دريا مىبيند ، و گمان مىكند كه در واقع هنوز فوق افقند . و نيز قرص خورشيد و ماه و ساير اختران هنگام طلوع و غروب بزرگ ديده مىشوند ، و هر چه از افق بالا مىآيند كوچكتر مشاهده مىگردند . و دليل اين امر