حسن حسن زاده آملى

459

هزار و يك كلمه (فارسى)

آورده‌ام تا بدان آگاهى و آشنايى حاصل شود كه كتابى بسيار بسيار گرانقدر و ارزشمند است ، و به اضعاف بزرگى صورت و معنايش در خور تحسين و تمجيد است . آن جناب بر تحرير اصول اقليدس خواجه نيز شرحى مبسوط به نام تقرير تحرير به زبان فارسى نوشته است . و همچنين بر متوسطات كه عبارت از اكر و مساكن و مخروطات و مناظر و غيرها باشند . شرح آن در اواخر سلطنت محمد شاه هندى كه زيج محمد شاهى به نام اوست ، تمام تحرير يافت ، و تاريخ تمام آن بيست و چهارم محرم روز يكشنبه سال يك هزار و يكصد و شصت هجرى مطابق سال بيست و نهم جلوس محمد شاه هندى است . و مبيضه آن به دست خلف صالح آن جناب به نام محمد على رياضى صورت گرفته است . آغاز آن بعد از تسميه چنين است : ثنائى كه از اندازه مهندس خرد بيرون است شايان صانعى كه خلق سبع سماوات و من الأرض مثلهنّ شمه‌اى است از صنعت كاملهء او ، و ستايشى كه از شمار محاسب عقل افزون است سزاوار قادرى كه جعل الشمس ضياء و القمر نورا ذره‌اى است از قدرت بالغهء او ، إلخ . و انجام آن چنين : و كان تمام المبيضة في غرّة جمادى الآخر سنة ألف و ستّ و سبعين من هجرة سيّد المرسلين صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . و تاريخ تمامت كتابت آن سنه 1197 ه . و نسخه‌اى كامل از آن در كتابخانه محقر اين حقير موجود است . اينك تا به همين اندازه آشنايى با اختلاف منظر اكتفا مىكنيم ، و سخن از انكسار نور كه در صدر رساله عنوان شده است پيش مىكشيم و از آن نيز به اشارت مىگذريم و قسمتى از مقالتى را كه روزگارى پيش از اين در اثناى استخراج تقويم ساليانه نگاشته و درج كرده‌ايم نقل مىكنيم : هوا جرمى است شفّاف و از هر طرف بر زمين احاطه دارد ، و ضخامتش ، اعنى حجم و بعدش ، را از سطح زمين تا محدّب آن ، قدما قريب هفده فرسنگ ، و متأخرين حدود بيست فرسنگ گفته‌اند . و چون در هوا ذرّات متراكم و انباشته