حسن حسن زاده آملى
458
هزار و يك كلمه (فارسى)
و آنكه بطليموس در پايان سخنش گفته است : « أقرب إلى الإقناع ، لأنّه أشبه بالأمر الطبيعي لتوسّط الشمس ، إلخ » نظام الدين نيشابورى در شرح مجسطى در بيان آن گويد : يعنى انّما كان كذلك أشبه لتكوّن الشمس كشمسية القلادة متوسطة بين الكواكب التي يبعد عنها الأبعاد الأربعة و هي التسديس و التربيع و التثليث و المقابلة ، و بين ما لا يبعد عنها أقلّ البعد و هو التسديس ، فضلا عمّا هو أكبر . بيان : هرگاه دو كوكب يكى در برج هفتم ديگرى باشد آن را مقابله خوانند ، و مقابله نيّرين را استقبال گويند به سبب آن كه قمر از شمس بعد از مقابله در طلوع پيشى گيرد ، و مع هذا روز بروز به او نزديك شود پس مستقبل او باشد . تسديس آن است كه 60 درجه يعنى دو برج فاصله باشد ( 60 6 / 360 ) ، و تربيع آنكه سه برج يعنى 90 درجه فاصله باشد ( 90 4 / 360 ) ، و تثليث آنكه 120 درجه يعنى چهار برج ( 120 3 / 360 ) . مرحوم خير الله خان مهندس ، شارح و مترجم تحرير مجسطى خواجه به فارسى ، در بيان آن گويد : اما اينكه گفته : « لتوسّط الشمس بين ما يبعد عنها كلّ البعد ، إلخ » غرض آن است كه خمسهء متحيّره بر دو نوعند : يكى از آن دو آنكه بعيد شوند از آفتاب جميع ابعاد اربعه يعنى تسديس و تربيع و تثليث و مقابله ، و آن ثلاثهء علويه باشند . و دوم از آن دو نوع آن كه بعيد نشوند از آفتاب به آن بعدها ، بلكه بعيد شوند از وى اندكى و آن سفلياناند . پس مناسب شد آنكه باشد آفتاب در ميان اين دو نوع به اين وجه كه آنچه از نوع واحدى هستند فوق شمس باشند ، و آنچه از نوع ديگرى هستند تحت وى باشند . و اينكه گفته است : « لا يبعد معه عنها إلى الأرض ، إلخ » يعنى بعيد نمىشوند با آن سير از آفتاب ، بعدى كه مايل به طرف ارض به قدرى كه ظاهر شود به آن قدر از بعد اختلاف المنظر كه مروى را قدرى بود . إلخ . و بايد دانست كه فرسين و تولك دو قريهء مشهورند از غور . فائده : سخن از شرح و ترجمت مهندس خير الله خان را بدين جهت به ميان