حسن حسن زاده آملى
457
هزار و يك كلمه (فارسى)
زير ثوابت و زبر كرهء قمرند ، و نيز اتفاقشان بر اين است كه زحل و مشترى و مريخ بر ترتيب مشهور ، فوق سيّارات ديگرند . اما فلك زهره و عطارد را در عهد قديم زير فلك شمس مىدانستند ؛ و برخى بعد از آنان زبر آن ، بدين دليل كه زهره و عطارد را در هيچ حال ساتر شمس يعنى كاسف وى نيافتهاند . ولى اين دليل استوار نيست ، زيرا كه امكان دارد آن دو در ميان بينندگان روى زمين و خورشيد بوده باشند - يعنى تحت فلك شمس باشند - و در عين حال ساتر شمس نباشند ، چنان كه ماه بين ما و خورشيد است و چه بسا كه در حال اجتماع ساتر خورشيد نباشد . حال كه چنين است يقين به واقع نداريم كه آيا آن دو زير خورشيدند و يا زبر آن ، چه اينكه آنان را اختلاف منظر محسوس نيست تا بدان ابعاد آنها دانسته شود ، و از ابعاد به معرفت ترتيب آنها واقف شويم ؛ لذا ديدهايم ترتيبى را كه از عهد قديم قائل بودهاند به اقناع نزديكتر است ، چه اينكه با امر طبيعى مناسبتر و شبيهتر است . خواجه گويد كه شيخ رئيس در كتابهايش آورده است كه وى زهره را چون خالى بر روى خورشيد ديده است . و صالح بغدادى در كتاب مجسطى خود حكايت كرده است كه نيز ابا عمران در بغداد ، و محمد بن ابى بكر حكيم در فرسين نواحى تولك ، در دو بار به فاصله بيست و اندى سال زهره را كه بار نخستين در ذروه تدوير ، و بار دوم در حضيض آن بوده است بر قرص شمس ديدهاند . سپس خواجه در پايان سخنش گفته است : « فهذا ما وجدته فى هذا الباب ، و لم يقيد الوضع و الوقت أحد منهما » ضمير منهما راجع به ابو عمران و محمد بن ابى بكر است . و مراد از وضع نسبت زهره با شمس است كه مثلا آيا زهره شمالى بوده است يا جنوبى و در چه طولى . و مقصود از وقت تاريخ آن حالت است . يعنى آنان كه زهره را در صفحهء شمس ديدهاند ، وضع زهره و تاريخ آن حالت را بيان نكردهاند تا از آن تقويم شمس ، و نيز تقويم و عرض زهره را استخراج كنيم تا صحّت يا فساد آنچه گفتهاند بر ما ظاهر گردد .