حسن حسن زاده آملى

452

هزار و يك كلمه (فارسى)

مدارات شمس در هنگام بودن آن در بروج جنوبى خواهد بود ؛ چه اگر مدارات هر دو در هنگام جنوبى بودن شمس يكى مىبود به سبب افراط سرما زمين معمور نمىشد ، و همچنين اگر مدارات هر دو در هنگام شمالى بودن شمس يكى مىبود به سبب افراط گرما زمين معمور نمىشد ، اما چون هر يك از نيّرين متقابل يكديگر در جهت جنوب و شمال در مدار ديگرى قرار مىگيرد سرما و گرما به اعتدال حفظ مىگردد و مواليد را نشو و نماى موزون خواهد بود و زمين بدان معمور . اين معنى را از كريمهء وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرادَ شُكُوراً ( فرقان 62 ) مىتوان استفاده كرد ، بدين بيان كه روزهاى شمالى بودن شمس به جاى شبهاى جنوبى بودن آن است و بالعكس . فافهم . چنان كه همين معنى را از اختلاف ليل و نهار كريمه إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ ( آل عمران 191 ) و مانند آن از آيات ديگر نيز مىتوان استفاده كرد . همين معنى - اعنى قرار گرفتن نيّرين در مدارات يكديگر به بيان فوق را - صاحب اسفار در فصل يازدهم موقف هشتم الهيّات آن بدين عبارت آورده است : و لمّا كان القمر نائبا للشمس خليفة لها فى النضج و التحليل إذ كان قوى النور جعل مجراه يخالف مجراها في الصيف و الشتاء شمالا و جنوبا ، فالشمس تكون فى الشتاء جنوبية و القمر شماليا لئلّا ينعدم السببان ، و فى الصيف به عكس ذلك لئلّا يجتمع المسخّنان . ( ج 3 ، ص 130 ، ط 1 ) . حال وقت آن است كه علّت تمسّك قوم به استحسان را در ترتيب ستارگان سيار كه در تبصرهء فوق وعده داده‌ايم ، عنوان كنيم : بدان كه آنچه از جامع بهادرى در اين امر نقل كرده‌ايم كه از كسف و اختلاف منظر و استحسان ، ترتيب آنها را معلوم كرده‌اند هر سه وجه را ملا عبد العلى بيرجندى در شرح تذكره آورده است . و در حقيقت استحسان دليل باتّ و قاطع نيست ، و اگر برهان رياضى در دست داشتند به استحسان تمسّك نمىجستند كه در واقع استحسان دليل اضطرارى است و فائدت اقناعى مىبخشد نه تصديق ايقانى . كيف كان بايد نخست عبارت