حسن حسن زاده آملى

412

هزار و يك كلمه (فارسى)

اندك اندك جرم شمس منجلى شد ، آنها قول او را صدق دانسته مايهء استخلاص وى گشت . ( فلك السعادة ، ص 40 و 41 ، ط 1 ، چاپ سنگى ) . غرض از نقل واقعه كريستف كلمب اين است كه نظير همين روى داد قبل از وى براى خواجهء طوسى پيش آمد كه پس از چند سطرى آن را حكايت مىكنيم . اينك گوييم كه در كودكى و خردسالىام چند بار ديده‌ام كه ماه يا آفتاب را ظل گرفته بود ، و مرد و زن مسلمان آن روز به دلسوزى سر و سينه مىزدند و گريه مىكردند كه ظل اژدهايى دشمن ماه و آفتاب است و او را دهن كشيده و مىخواهد بخورد ، لذا ظروف كهنهء مسين بخصوص طاس و طشت و ديگ را باژگونه كرده سخت مىكوبيدند كه ظل رم كند و از ماه يا آفتاب دست بدارد . و ظل را دشنام مىدادند و سخت نفرين مىكردند . و گاهى هم همه با هم يك دهن همهمه‌ها و هياهوهاى مهيب و هلهله‌هاى هولناك سر مىدادند ، و مردها پىدرپى به سوى ماه يا خورشيد تفنگ شليك مىكردند كه ظل بترسد و خود را كنار بكشد . و چون انجلا آغاز مىشد به گمان اينكه اژدهاى ظل از صداى مس و فرياد و تفنگ آنها ترسيده است و دارد خود را كنار مىكشد و ماه و يا آفتاب را رها مىكند به شور و هيجان بيشتر مىافتادند و به اضعاف آنچه كرده بودند عمل مىكردند . و شايد اين پندار و آيين تا امروز هم ادامه داشته باشد . از اين رسم و آيين ، عوام مسلمانان چنان گمان افتد كه اجراى يك سنّت دينى و دستور قرآنى آنان است . و ليكن حقيقت امر اين است كه خواجه نصير الدين طوسى با بناى رصدخانهء مراغه و تدوين و تنظيم زيج ايلخانى وقوع خسوفى را در اواسط يك ماه قمرى استخراج كرده بود ، و قبل از وقوع خسوف آن را به اطلاع هلاكوخان مىرساند ، و هلاكو هم با همهء تحمّل مخارج و مشكلات در بناى رصدخانه و ترتيب زيج ايلخانى توقّع و انتظار اين گونه نتيجه رصدى را نيز داشت . خواجهء طوسى كه صدر اعظم بود ، قضا را در يكى از لشكركشىهاى هلاكوخان نيز با اردو بوده است كه مصادف مىشود با شب انخساف قمر ، تصادفا