حسن حسن زاده آملى

413

هزار و يك كلمه (فارسى)

در ساعت معين خسوف چون اواسط شب بوده هلاكوخان به خواب فرو مىرود ، خواجه فكر مىكند كه اگر براى اين مطلب او را بيدار كند ممكن است با خوى عصبى كه دارد باعث تغيّر او شود ، و اگر بگذارد صبح شود ممكن است وقوع خسوف را باور نكند ؛ لذا تدبيرى به كار مىبرد و به لشكريان مىگويد : اژدها ماه را گرفته ، و شما مس بكوبيد و هياهو كنيد تا اژدها بترسد و ماه را رها كند ، در نتيجه اين تدبير و بر اثر صداى كوبيدن مس و هياهوى لشكر هلاكو خان از خواب بيدار و از موضوع مستحضر مىگردد . اين دستور خواجه از ناحيهء افراد سپاه در اطراف و اكناف از شهر و ده دهن به دهن افشا گرديده است . از آن به بعد هر موقع خسوف يا كسوف واقع مىشده عوام الناس براى ترسانيدن اژدها كه ظل است مس مىكوبيده‌اند ، و بعدا شليك تفنگ و ديگر خرافات هم بر آن اضافه شده است . صدر المتألهين - قدس سرّه - در رساله حدوث ( ط 1 - ص 68 ) در تعريف ثالس ملطى گويد : « و هو شيخ كبير نشر حكمته ، و علمهم بالحوادث الفلكية كالخسوفات و غيرها ، و أمرهم بضرب الطاسات فى خسوف وقع فى أثناء الليل يشاهده من لم يكن يقظان فصار رسما إلى الآن . . . » . كيف كان اين بود ريشه تاريخى رسم و آيين عوام الناس درگاه خسوف و كسوف نيّرين ، و شبيه آن را در هنگام زمين‌لرزه إعمال مىكنند چنان كه بيرونى در كتاب « ماللهند » گويد : « إن الهند يضربون فى وقت الزلازل كيزن دورهم على الارض و يكسرونها تفؤلا و نفيا للشؤم » ( ط حيدرآباد دكن هند - ص 499 ) . و آنچه را كه شريعت ختم محمّدى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در هنگام انخساف و انكساف دستور داده است نماز آيات است ، آن هم نه براى اينكه به نماز و دعا ظل از ماه و آفتاب كناره كند كه اين بىمعنى است ، بلكه توجه مردم در هر حال بخصوص در حال ظهور آيتى از آيات قيامت و امر مخوف به خداوند مهر و ماه بوده باشد و به او ملتجى شوند و بدانند كه همه مسخّر امر پروردگارند . بسيار شايسته است كه بحث را به يكى از غرر احاديث پايان دهيم تا هوشمند گزين و دانشمند راستين را حجّتى بالغ و برهانى قاطع بوده باشد و بداند كه منطق