حسن حسن زاده آملى

411

هزار و يك كلمه (فارسى)

ندانسته به دوستى يا دشمنى ، بسى از شايعات و عادات و عرفيات را به قرآن و اسلام اسناد مىدهند كه اگر اندكى از بسيار و مشتى از خروار را به قلم آوريم بايد بيهوده و ياوه ، دفترى كلان را انباشته و آكنده از مهمل بنگاريم . قرآن كريم منطق وحى و حقّ محض و صدق مطلق است . قرآن و عرفان و برهان از هم جدايى ندارند . شرط انصاف اين است كه مسائل و وقايع را از خبرهء بدانها كه عالم روحانى اسلام‌شناس واقعى است بپرسند ، و هر چه را كه در ميان طوائف مسلمانان و جامعهء آنان پديد آمده است به اسلام و قرآن اسناد ندهند . قرآن و عالم و آدم از قلم اعلاى يك حقيقت نگاشته شده‌اند « بالعدل قامت السماوات و الأرض » . كريستف كلمب در ژامائيك با عدهء قليلى از گرسنگى مشرف به هلاكت بود ، از تقويم وقوع خسوفى را مىدانست ، به مردم گفت : اگر آذوقه به ما ندهيد ماه را به غضب مىآورم ، همان شب ماه مىگرفت ، چون خسوف شروع شد مردم روى دست و پاى او افتاده ، و آنچه مىخواست دادند . ( تحفة الافلاك هدايت ، ص 279 ، ط 1 ، چاپ سنگى ) . مشابه آن را علىقلى ميرزا در فلك السعادة آورده است كه : حكيم دانشمند كريستوف كولومبس ، بعد از آنكه در سنه 1492 مسيحى مطابق سنه 898 هجرى كشف ارض جديد كه مشهور به امريكا و ينكى دنياست نمود و به اسپانيه مراجعت كرده و ثانيا با سفاين بسيار روى به ارض جديد آورد ، و به جهات چند كه در تاريخ امريكا ثبت است اهالى وحشى آنجا او را در يكى از جزاير محبوس كرده ، و چون ايشان پرستش نيّر اعظم مىنمودند كولومبس به قواعد ارصاد دريافت نمود كه على الصباح كسوف كلى خواهد شد ، به ايشان گفت : من فرستاده خداى شما هستم ، اگر مرا رها نكنيد فردا خداى شما بر شما غضب خواهد كرد ، و آنها اعتنائى به اين سخن نكرده على الصباح جرم شمس منكسف شده اهالى آن جزيره متوحّش گشته نزد وى آمدند عجز و لابه نمودند ، و او تا وقت انجلاء ايشان را معطّل داشته ، بعد از آن دست به دعا برداشته روى به سماء نمود