حسن حسن زاده آملى
402
هزار و يك كلمه (فارسى)
فلك ششم اما بحث از افلاك مجسمه از نظر طبيعات فلسفه ، بايد گفت كه آنان حركات مختلفى از قديم در كواكب مشاهده كردند و براى اين حركات مبادى طلب كردند ، و افلاك مجسّم يعنى آسمانهاى جسمانى براى اين حركات قائل شدند . و چون عدد افلاك و ترتيب و نظم و نضد آنها در « هيئت مجسمه » به نحو اكمل و اتم كه فوق آن متصور نيست تصوير شده است ، همان را پذيرفتند . يعنى آن افلاك مجسّمه در علم هيئت كه فقط براى سهولت تعليم و تعلّم و جهت بيان اختلاف حركات تصوير شده است ، در طبيعيات فلسفه افلاك مجسمه حقيقى و آسمانهاى جسمانى واقعى تلقّى شده است . و فلك را جسم شفاف مىدانند كه حاجب ماوراى خود نيست ، چنان كه همه كواكب ثوابت و سيّار مرئى اهل زمين مىگردند . افلاك مجسم به طور كلّى نه فلكند ، و بعد از تجزيه 24 فلك مىشوند . فلك نهم را فلك حركت اولى دانستهاند ، و فلك هشتم را فلك حركت ثانيهء ثوابت ، و هفت فلك كلى ديگر را براى حركات گوناگون هفت كوكب سيار . هر يك از اين هفت فلك كلى بدين گونه تجزيه مىشود : زحل و مشترى و مريخ و زهره هر يك را سه فلك است ، و شمس را دو فلك است ، و هر يك از عطارد و قمر را چهار فلك ، كه مجموع 24 فلك است ، ده فلك موافق مركزند - يعنى مركز آنها با مركز زمين يكى است - ، و هشت فلك خارج مركز كه مركز آنها خارج از مركز زمين است ، و اوج و حضيض كوكب ، از اين فلك خارج مركز است . و شش فلك تدويرند ، به تفصيلى كه در دروس هيئت و ديگر رشتههاى رياضى با تمام جهات اطراف و ابعاد بحث ، تقرير و تحرير كردهايم . بعد از آنكه در طبيعات فلسفه ، افلاك مجسمه را به معناى واقعى آن تلقّى كردهاند و آسمانهاى جسمانى را تقبل نمودهاند ، با ضميمهء آن به مسأله دو جهت علو مطلق و سفل مطلق و تمسّك به محدّد الجهات - بدان نحو كه در صدر اين