حسن حسن زاده آملى

401

هزار و يك كلمه (فارسى)

هر حال به صناعت ايشان زيان نمىرساند . هيوى بايد در مرصد زمين را ساكن فرض كند آنگاه حركات كواكب را بر گرد زمين با آلات رصدى به دست آورد . مثلا آفتاب از افق مقدارى برآمده است و ما مىخواهيم ارتفاع آن را در آنگاه بدانيم ، و يا قوسى را كه از مطلع آن تا آنگاه پيموده است كه در اصطلاح اين فن اعنى علم هيئت آن را « دائر » گويند ( زيج بهادرى ص 85 ، ط هند ) به دست آوريم تا بدانيم كه به حسب ساعت زمانى چه مقدار از روز برآمده است ؟ اسطرلاب را مثلا در دست مىگيريم و مقدار قوس ارتفاع يا دائر را از افق زمين ساكن مفروض تحصيل مىكنيم ، كه در هنگام عمل بايد زمين را ساكن فرض كنيم . اين يك مطلب هيوى است ، دخلى به مسأله طبيعى آن ندارد كه آيا واقعا زمين ساكن است يا متحرك . آرى از نظر بحث هيوى سؤالى پيش مىآيد كه دانشمندان هيوى از شعب رياضى « ابعاد اجرام » نسبت حجم بسيارى از اجرام كواكب را با يكديگر به دست آورده‌اند و آفتاب را چندين برابر زمين يافته‌اند كه 108 برابر زمين قطر دارد ، و يك ميليون و 208 برابر آن حجم ، اين كره بدين بزرگى در پيش شعراى يمانى ، آن ذره كه در حسب نايد شمس است . قدما نيز ستارهء شعراى يمانى را به بزرگى مىشناختند . مردمى آن را مىپرستيدند كه خداى سبحان در سوره نجم در ردّ آنان فرموده است : وَ أَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرى يعنى چگونه شعراى يمانى را كه خود مربوب ديگرى است مىپرستيد ، و از ربّ او كه خداى سبحان است غافليد ؟ ! به تفصيلى كه در نكتهء 252 هزار و يك نكته آورده‌ايم . غرض اينكه توهّم گشتن شمس و شعراى يمانى مثلا به گرد كرهء زمين چنان است كه كسى تخيّل كند به مثل كوهى مجذوب دانهء خردلى است و به گرد او مىگردد ، و عكس آن را غلط داند . چگونه دانشمند هيوى بدان تفوّه مىكند ؟ ! در بيوگرافى بيرونى آورده‌اند كه وى رساله‌اى نوشته است در اينكه آيا خورشيد به دور زمين حركت مىكند ، يا زمين به دور خورشيد ؟ بايد ديد كه جناب ابو ريحان بيرونى در آن رساله چه كرده است ؟