حسن حسن زاده آملى

363

هزار و يك كلمه (فارسى)

جغرافيايى زاويه‌اى تشكيل مىدهد ( بعضى مدّعى هستند كه چينيها در اواخر قرن 11 م . به اين اختلاف واقف بودند ) . اين كه يك ميلهء مغناطيسى در همهء نقاط زمين در امتداد مشخّصى قرار مىگيرد ، حاكى از اين است كه زمين داراى خاصيت مغناطيسى است . هر نقطه از سطح زمين را كه در آنجا ميدان مغناطيسى زمين امتداد قائم دارد يك « قطب مغناطيسى زمين » نامند . مهمترين آنها دو نقطه‌اند كه بالأخص آنها را « قطبين مغناطيسى زمين » مىخوانند . از اين دو نقطه ، آن را كه در نيمكرهء شمالى است ، قطب شمال مغناطيسى ، و آن را كه در نيمكرهء جنوبى است ، قطب جنوب مغناطيسى مىنامند . ( بر طبق قاعدهء جذب و دفع قطبهاى مغناطيسى ، آن قطب مغناطيسى زمين را كه در نيمكرهء شمالى است بايد قطب جنوب مغناطيسى زمين خواند ؛ زيرا قطب شمال عقربه‌هاى مغناطيسى را جذب مىكند . مع ذلك ، معمولا قطبهاى مغناطيسى زمين را بر حسب موقعيت جغرافيايى آنها شمالى يا جنوبى مىخوانند ) . محلّ قطبهاى مغناطيسى زمين در طىّ ازمنهء زمين‌شناسى تغيير فراوان يافته است . وضع قطب شمال مغناطيسى ، نخستين بار در 1831 به وسيلهء « سرج . ك . راس » ، در موضعى با مختصات جغرافيايى 7051 عل ( عرض شمالى ) ؛ و 46 96 طغ ( طول غربى ) معين شد . در 1984 در موضعى با مختصّات جغرافيائى 73 عل ، و 100 طغ در جزيرهء « پرينس آوويلز » ( كانادا ) تخمين گرديد ؛ و در 1960 موضع تخمينى آن داراى مختصات ح 75 عل و 101 طغ بود . نخستين كسانى كه به قطب جنوب مغناطيسى زمين رسيدند ( 1909 ) « سرت . و . ا . ديويد » و « سر . د . ماسن » بودند ، كه وضع آن را در جنوبگان در موضع احتمالى 72 25 عح و 16 155 طش تخمين كردند . در 1960 موضع تخمينى آن نزديك 67 عج و 143 طش بوده است . از اين خاصيت كه يك عقربهء مغناطيسى كه در حركت آزاد است در امتداد ميدان مغناطيسى زمين قرار مىگيرد در جهت‌يابى استفاده مىشود . ( دائرة المعارف فارسى ، ص 2063 ، 2065 ط 1 ) .