حسن حسن زاده آملى
343
هزار و يك كلمه (فارسى)
است كه خالى از غرابت نيست ، و از قبيل محبّت و تعشّقى است كه حضرت بارى تعالى در بسيارى از مخلوقات سارى و جارى ساخته : اما وجود محبّت در انسان و حيوانات در غايت وضوح و اشتهار است كالشمس في رابعة النهار . و در نباتات ، مانند عشقه كه آن را به فارسى « لبلاب » خوانند . و در جمادات مانند مغناطيس . و در مركّبات جماديّه مانند كهربا و امثال آن . بلكه بعضى آن را در اعداد قائل شدهاند و گفتهاند هر دو عدد كه مجموع كسور هر يك مساوى باشد با عدد ديگر مثل عدد دويست و بيست با عدد دويست و هشتاد و چهار كه مجموع كسور عدد اول با عين عدد ثانى متساوى باشند ، و كسور عدد ثانى مساوىاند با عين عدد اول ؛ كما لا يخفى على المحاسب . و چنين دو عدد را از اعداد متحابّه دانند ، و علماء أعداد و طلسمات ، در تحبيب طالب و مطلوب ، اين دو عدد را با عدد اسم هر دو در مربّعات پر كنند به أنحاء مختلفه ، و گويند به حسب تجربه يافتهايم موجب تحبيب عظيم است . بالجمله كيفيّت تعشّق در انواع موجودات حاصل است كه يكى از آنها مغناطيس است نسبت به جذب حديد . بلكه به قول بعضى صادر اول همان محبّت است ، نظر به حديث قدسى مشهور كنت كنزا مخفيّا فأحببت ، ( - ا ه - ) و شك نيست كه سبب نظام عالم محبّت است كه همان منشأ جميع حركات اهل عالم است ، كما لا يخفى . و در كتاب جام جم نقل كند كه اوّل كسى كه خاصيّت حركت مغناطيس را از هر سمت به جانب شمال استنباط نمود « راجر بكان ايلچستر » نام است كه در اواخر رجب سال 693 هجرى وفات نمود . و چون در مغناطيس سه كيفيت و صفت است ؛ يكى جذب آهن كه واضح است ، ديگر حركت و ميل آن به جانب شمال چنان كه در آلات قطبنما محسوس مىشود و اين نيز ظاهر و روشن است ، و صفت سيم آن اين است كه سوزن و ميل مغناطيس از نقطهء شمال و جنوب گاهى منحرف گردد به طرف مغرب يا مشرق و اين كيفيت به حسب اختلاف ازمنه و امكنه مختلف باشد . و اول كسى كه اين صفت او را معلوم نمود « رابرت نارمن » بود از حكماى لندن در سنهء 988 هجريه .