حسن حسن زاده آملى
324
هزار و يك كلمه (فارسى)
هيدروژن آب پيدا نمىشود و به واسطهء نفوذ الكتريسته در مخلوطى از آنها بغتة آب حاصل مىشود . بنابراين ، بعد از حصول آن آيا چيز تازهاى موجود شده است يا نشده ؟ اگر چيز تازهاى موجود نشده پس چرا قبل از نفوذ الكتريسيته آب پيدا نبود و اگر چيز تازهاى موجود شده و با مخلوطى اكسيژن و هيدروژن متحد گرديده آن چيز تازه صورت نوعيه است . و اگر بگوييد : چيز تازه همان الكتريسيته است ، مىگوييم : هيچ كس نگفته كه آب مركب از سه چيز است ؛ يكى اكسيژن و ديگر هيدروژن و سيم الكتريسيته ، بلكه اجزاء ماديهء آب همان دو عنصر اول است و طبيعيين بشدت انكار مىكنند كه جزء غير مادى نيز در تركيب اجسام داخل باشد . اگر كسى بگويد : آثار جديده بعد از مخلوط شدن اجزا به هم حاصل مىشود و اين آثار از دو عنصر خاص است منتها به واسطهء اختلاط با هم اثر تازه دارد كه قبل از اختلاط آن آثار نيست ، در جواب گوييم : طبيعيين اين مسأله را اقرار نمودهاند كه اختلاط دو قسم است ؛ يكى اختلاط دو يا چند عنصر بدون آنكه كيفيات هر يك كسر و انكسار كرده انفعالات شيميايى حاصل آيد ، مثل اينكه بخار آب با هوا مخلوط است يا آنكه برادهء مس را با برادهء آهن مخلوط كنيم . و دويم اختلاط دو عنصر يا چند ، به طورى كه كيفيات هر يك در مجاورت ديگر نابود شده و كيفيات و خواص ثالثى كه مربوط به هيچ يك نيست براى مركب حاصل شود . و در اين قسم دويم ، صرف اختلاط و مجاورت اجزا نيست و گرنه با قسم اول فرق نداشت . اين قسم مانند آب كه از اكسيژن و هيدروژن مركب است و مانند پرتوپلاسما مادهء حياتى كه از عناصر خاصه تركيب يافته و مانند قند كه اجزاء تركيبيّهاش ذغال و آب است . و البته صحبت ما در اين قسم ثانى است . و مدعى هستيم غير از اجزاء مادى ، جوهرى موسوم به صورت نوعيه عارض مواد شده با آنها متحد مىشود و مناط وحدت طبيعت آن است و وى منشأ آثار خاصه است . به زبان فرانسه اختلاط قسم اول را « ملانژ » و قسم دوم را « كنبى نزن » مىگويند . و نيز مىگوييم : در حركت ، و لو اينكه از روى اراده هم صادر نشود ، آن چيزى كه سبب حركت است بايد تا آخر حركت موجود باشد ؛ مثلا جسمى كه از