حسن حسن زاده آملى

321

هزار و يك كلمه (فارسى)

بسم الله الرحمن الرحيم قسمت دوم در معاد مقدمه : در قسمت اول كتاب ، مقصود اين بود كه ابتداى سير وجود از كجا شده و به چه طريق سير نموده ، تا به اينجا رسيده است كه مشاهده مىكنيم . و در اين قسمت بيان اين مطلب در نظر است كه عاقبت وجود فعلى به كجا خواهد بود و سرنوشت هر يك از موجودات چيست . بالأخره در قسمت اول بيان شد كه علت فاعلى وجود چيست و در اينجا بيان مىشود كه علت غايى آن چه خواهد بود و يا مىگوييم آنجا خواستيم بفهميم عالم از كجا آمده و اينجا مىخواهيم بدانيم به كجا مىرود ؛ قال امير المؤمنين : « رحم اللّه امراء عرف نفسه و استعدّ لرمسه و علم من أين و إلى أين » . همين دو فكر كه از كجا آمده و به كجا مىروم انسان را به عقايد و اعمال دينى وادار نموده و تصديق به سعادت و شقاوت و خير و شرّ زمام بنى نوع بشر را گرفته و در مقاصد رهبرى مىكند . اگر چه هر ملّتى در تشخيص خير و شر عقيده مخصوص اتخاذ نموده و سعادت و شقاوت را به معناى على حده تفسير كرده‌اند و ليكن در اصل اين فكر كه