حسن حسن زاده آملى
320
هزار و يك كلمه (فارسى)
موجودات ديگر از او هستند و در او هستند و وجود آنها وجود باطل و مخلوط با فناست . خداوند را دو صفت است كه به آن دو خود را بر ما ظاهر نموده است ؛ يكى امتداد و ديگرى فكر . پس به امتدادهاى گوناگون اجسام و به فكرهاى گوناگون عقول حاصل شده است . اين دو صفت به منزله دو جامه هستند كه در مكرهاى دائم الحركة در ازمنهء متعاقبه بر او بافتهاند . در مسلمين نيز بسيار سخنان در وحدت وجود نقل گرديده و فعلا محتاج به نقل آنها نيستيم و اگر چه ابتدا در گوش ، سنگين مىآيد و بر نفس دشوار است كه اين كلمات را بشنود بلكه گاهى شخص متعصّب از شنيدن اين الفاظ متغيّر مىشود و ليكن بايد تصديق كرد كه اصل مقصود را نمىشود طورى بيان نمود كه مستلزم تشبيه نباشد و چنان كه گفتيم آنچه بيانات در اينجا شده از يك جهت معنى را نزديك و از جهاتى دور مىكند و اين نظير كسى است كه ديد مسجد را خراب كردهاند ، گفت : « خدا خانه خراب شده » . اين لفظ اگر چه صحيح است و ليكن بر مستمع ناگوار است ، چون از خانه خراب معناى غير مقصوده يعنى ضعف خدا ، در ذهن مىآيد . و فرق اين است كه در مثال مىتوان گفت مسجد را خراب كردهاند و از محظور ايمن بود و ليكن در وحدت وجود هر لفظى را پيدا كنيم از جهتى مثل « خدا خانه خراب است » مىماند يعنى معنى صحيح است و لفظ زننده و سنگين . بلى فرمايش حضرت امير المؤمنين چون به طور نفى وارد شده است « نه در اشياء حلول كرده و نه از آنها بيرون است » « 1 » زنندگى ندارد و بهتر از همهء بيانات قول خداست كه وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ « 2 » .
--> ( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 65 : « لم يحلل في الأشياء فيقال : هو كائن ، و لم ينأ عنها فيقال : هو منها بائن » . و نيز خطبهء 186 : « ليس في الأشياء بوالج ، و لا عنها بخارج » . ( 2 ) - ق ( 50 ) : 16 .