حسن حسن زاده آملى
319
هزار و يك كلمه (فارسى)
مخاطب قرار داده مىگويد : كوچكترين برگ از درختان كه به واسطهء باد حركت مىكند جزئى از توست و پستترين كرمى كه در قبرها ساكن و از بدن مردگان تغذيه مىكند در حيات سرمدى با تو شريك است . و نيز گفته است : آن روحى كه در تمام امكنه هست و هر موجودى به سبب آن زندهاند ، خداست . و نيز « هينهء » آلمانى مىگويد : « وحدت وجود ، دين اهل مملكت آلمان است ولى در باطن آنها مختفى است » و گفته است كه : « خدا و عالم يكى است و در نبات به يك نوع زندگى تجلى نموده ( او آن جذب است نه تنبّه ) و در حيوان به نوعى ديگر تجلى كرده و حيات او شبيه به حيات شخص خواب است و حس مىكند كه وجود دارد ، آنگاه تجلى بزرگتر در انسان نمود كه او شعور و فكر دارد . خداوند در انسان ، مدرك ذات خود ، ظهور نموده است » . و ديگرى گفته است : خدايى كه به هيچ حد محدود نمىشود و عالم يك چيزند ، اما كسانى كه گمان مىكنند موجودى خارج از موجودات است او را محدود نمودهاند . خدا نه فقط سازنده و محرك اول عالم بلكه روح عالم است . و از كسانى كه معتقد به عقيده سپينوزاى هلندى هستند « لسّينگ » و « هردر » و « شيلرماخر » و « شيلر » را شمردهاند . يك نفر انگليسى بسيار نيكو در لفظى مختصر اصل عقيده و دليل آن را گنجانيد مىگويد : اگر چيزى غير خدا موجود باشد ، او محدود خواهد شد و در تمام امكنه نخواهد بود و قادر بر همه چيز نمىباشد . و در بيان مذهب سپينوزا گفته است كه : در عالم يك موجود است و آن خداست و خدا مطلق است و محدود نيست و