حسن حسن زاده آملى
313
هزار و يك كلمه (فارسى)
جسم است و جسم حادث است آن نيز حادث است . مكان ، يعنى فضاى خالى از ماده را بعضى تصور مىكنند محتاج به خلقت نيست و بر فرض اينكه خلقت هم نشود ذاتا موجود است و بعبارة اخرى تصور نمىكنند كه فضا موجود نباشد . بعضى فضا را با اينكه مكانى دانستهاند مىگويند هيچ است و وجود ندارد ، بنابراين محتاج به خلقت نيست و فقط چيزى محتاج به خلقت است كه موجود باشد . اين كلام كه در حقيقت تناقض صريح است قابل ردّ و ابطال نيست ، زيرا كه صاحب اين قول معتاد به برهان و دليل عقلى نيست و اگر بود چنين سخن لغو و نامفهوم نمىگفت و در صورتى كه ملتفت اين تناقض نشده برهان را هم نمىفهمد . بعضى ديگر مىگويند موجود است و آن را بعد مفطور ناميدهاند و به عبارت ديگر ، فضا جسمى است يعنى قابل تقسيم است در هر سه جهت و ليكن جسم بىماده است . و اروپاييها خواص ديگرى نيز براى فضاى خالى قائل شدهاند و آن قابليت از براى تموّج و به اصطلاح خود « الّاشتى سيته » است و از عبارات بعضى چنان استنباط مىشود كه فضا مكانى است و مملو از چيزى است قابل تموّج ، و به هر حال اين شىء قابل تموّج را اثير يا اتر گفتهاند و مىگويند : اين چيز واسطه در رساندن نور كواكب و حرارت خورشيد و جذب اجسام است ، زيرا كه اين تأثيرات به عقيدهء امروز عبارت از تموّجاتى است كه مسبّب آن جسم مؤثر است و ناچار در بين مؤثر و متأثّر بايد چيزى موجود باشد تا متموّج گردد . و ليكن خواص اجسام ماديه را براى اثير قائل نيستند ، يعنى وزن ندارد و مانند ساير اجسام مجذوب كرات نمىگردد و تداخل در آن محال نيست به طورى كه وقتى كره در ميان اثير حركت مىكند آن را نمىشكافد ، مانند مرغ كه هوا را مىشكافد ، بلكه در بطون اجسام سرايت مىكند و به واسطهء همين است كه از حركت سريع كرات در ميان اثير ، حرارت ناشى نمىشود آن طورى كه از حرارت كرات صغيره در طبقات لطيفهء هوا