حسن حسن زاده آملى

314

هزار و يك كلمه (فارسى)

شهاب توليد مىشود ، زيرا كه حرارت ناشى از معاوقه است اگر قوهء محركه بيش از حركت صادره قوه به خرج بدهد و به واسطهء معاوقه قوهء او به خرج حركت نرود تبديل به حرارت مىشود . وجود اثير و خواص وى صحيح است ، فقط تداخل كه در آن قائل هستند محال است و دليلى كه ثابت مىكند كليهء اجسام حادثند ثابت مىكند اثير هم حادث است ، چون به اصطلاح ما جسم است ، اگر چه بعضى در معناى جسم تخصيص قائل شوند . و ما ذكر كرديم كه واجب الوجود قابل تجزيه نيست ، اما اثير امتداد دارد و قابل تجزيه است ، پس واجب الوجود نيست . قول به وحدت وجود و فرق آن با حلول ، و طرفداران اين عقيده در اروپا عرفا كلّية قائل به وحدت وجودند و آنها در بين الهيين بسيار غلو نموده وجود غير حق را انكار نموده‌اند و مىگويند اين موجودات ضعيفه پرتوى يا عكسى هستند كه با وجود واجب بر آنها نام هستى روانيست ، همچنانكه ماديين مىگويند : غير از ماده هيچ چيز وجود خارجى ندارد و ساير موجودات از قبيل انسان و حيوان چيزى جز تظاهرات ماده نيستند . و به هر حال ماديين نيز قائل به وحدت وجودند و در بين اين دو دسته كسانى هستند كه به كثرت موجودات قائل گرديده‌اند . اگر از ماديين بپرسيم : انسان چيست ؟ مىگويد : يك توده موادى كه با هم به نحو خاصى تأليف شده . اگر بگوييم : غير از همان عناصر خارجى چيز ديگر هم وجود خارجى دارد ؟ مىگويد : ندارد . اگر بگوييم : فرق انسان مرده و انسان زنده چيست ، با اينكه عناصر بدن زنده فورا بعد از مرگ پراكنده نمىشود ؟ در جواب مىگويد : در بدن زنده حركت در خون به نحو طبيعى است و قابليت اعضا براى مناصب مخصوصه باقى است و در بدن مرده خون ساكن است و قابليت از اعضا مسلوب . اگر بگوييم : حركت خون و قابليت اعضا ، كه ما به الامتياز مرده و زنده است ، وجود خارجى دارد ؟ مىگويند : ندارد . در اين صورت مىپرسيم : چيزى كه در خارج