حسن حسن زاده آملى
312
هزار و يك كلمه (فارسى)
يعنى : براى خودشان عورتهاشان آشكارا گرديد و شروع نموده از برگ باغ بر خود متصل كردند . اينكه بعضى گفتهاند : درخت گندم بود در معناى اين است كه بگوييم درخت غذاى انسان بود و غذاى انسان علم است ، چنان كه مىگويند سخنان وى قند است يعنى شيرين است نه شيرينى كه بر زبان و كام مؤثر باشد بلكه شيرينى معنوى . و مقصود ما از اين تطويل آن است كه از طرف تورات به هگل جواب بدهيم كه اگر حقيقة به عقيدهء داروين معتقد باشد اين سخنان را مىتواند گفت و گرنه اصل عقيدهء داروين هنوز جز حدس و تخمين و مظنّه چيز ديگر نيست . امام حسن عسكرى عليه السّلام - چنان كه در عوالم ذكر نموده است - براى يعقوب كندى پيغام فرستاد كه : شنيدم مىخواهى بر قرآن اعتراضاتى كنى ، بدان كه ممكن است در قرآن چيزى باشد كه تو مقصود آن را ندانى ، آن وقت بر آنچه فهميدهاى اعتراض كردى نه بر قرآن ، و چون اين امر ممكن است ، از مقصد خويش صرفنظر كن و شايد قرآن غير آنچه كه تو فهميدهاى اراده نموده باشد . يعقوب بعد از شنيدن اين پيغام آنچه مقصود داشت ننوشت . در مكان و اثير چيزهايى كه توهم مىشود قديم و بىنياز از علتند زمان و ماده و مكان است ، زيرا كه جمعى تصور كردهاند اين امور حادث نبوده و بدون علت موجود بودهاند ، اما خداوند علت براى تغيير و تبديل ماده به صور مختلفه است ، و ليكن ما در بحثهاى گذشته ثابت نموديم كه ماده حادث ذاتى و محتاج به علت است و واجب الوجود احدى الذات است و قابل تجزيه و تركيب نيست . بنابراين ، جسم و اجزاى جسم قديم نمىتوانند بود . زمان هم از توابع جسم است ، زيرا كه به هيئت حركت تصور مىشود و حركت از خواص جسم است و چون از توابع