حسن حسن زاده آملى
288
هزار و يك كلمه (فارسى)
در اينكه مادّه حادث ذاتى است و مخلوق در فصلى كه در تحت « مادّه مبدأ نيست » در اول كتاب گذشت ، ذكر نموديم كه ماده ، كه منتهى اليه تحليل اجسام است ، به عقيدهء ماديين ، ذرات صغار است كه از آنها جسم تشكيل يافته و در آنجا ذكر كرديم كه اين ذرات هر چه كوچك باشند باز داراى طول و عرض و سطبرى هستند ، چون اگر هيچ امتداد نداشته باشند از اجتماع آنها جسم تشكيل نمىشود . چون داراى امتداد كوچكى هستند قابل قسمتند ذاتا ، اگر چه آلتى براى تنصيف آنها نداشته باشيم ، و آن نصفها نيز منقسم به اجزاى ديگر هستند الى غير النهايه . چون هيچ وقت در تقسيم ابعاد ، به جزء غير قابل تقسيم نمىرسيم ؛ هر جزئى كه ما بيابيم باز محتاج به تقسيم آن هستيم و چون تقسيمات الى غير النهايه مستمر است ، آن اجزائى كه بايد حقيقة مادّه ناميده شوند بعد از تقسيمات بىنهايت حاصل خواهند شد و چون تقسيمات الى غير النهايه هرگز در خارج واقع نمىشوند مادهء حقيقى هرگز موجود خارجى نخواهد شد . پس ناچار ماده كه موجود است بدون امتداد و بعدى نيست و بالأخره ماده در وجود خود محتاج به امتداد و بعد ، يعنى طول و عرض و سطبرى است . ماده پس از اينكه معلوم شد محتاج به امتداد است ، حادث ذاتى است ، چون حادث ذاتى آن است كه بدون علت موجود نشود و ماده بدون امتداد موجود نمىشود به طورى كه اگر در اثناى وجود ماده فرض كنيم هيچ امتداد ندارد - يعنى اگر امتداد از او مسلوب شود - ماده باقى نمىماند ، چون ماده در خارج البته با امتداد است . در اينكه ممكن در بقا نيز محتاج به علت است مانند حدوث ممكن الوجود همان طورى كه در اول حدوث محتاج به موجدى است ، در بقاى خود نيز محتاج به اوست ؛ يعنى اگر فرض كنيم در اثناى وجود او علت