حسن حسن زاده آملى

283

هزار و يك كلمه (فارسى)

خشكى و درياست مىداند . هيچ برگى نمىافتد مگر آنكه به آن علم دارد ( 3 ) و هيچ دانه‌اى در تاريكى زير خاك و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى آشكارا ثبت است ) . « 1 » اين آيه را سه قسمت كرديم ؛ قسمت اول دلالت دارد به علم به اشياء در عين علم به ذات . و قسمت دوم ( آنچه را در خشكى و درياست مىداند ) اشار مىكند به علم تفصيلى چنان كه از خواجه ( رحمه الله ) نقل كرديم . و قسمت سيم اشاره به لوح دارد ، زيرا كه مراد از كتاب لوح محفوظ است و لوح فرشته است . و اشاره به اخير در سورهء زخرف نموده است : أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ بَلى وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ « 2 » و از اين آيه ضمنا معلوم مىشود كه نوشتن رسل سبب شنيدن حق است . اگر كسى بگويد : حاصل بودن چيزى براى چيز ديگر موجب علم او به آن چيز نيست ؛ چون صفات جسم براى جسم حاضر و حاصل است و جسم به آنها علم ندارد ، در جواب گوييم : براى آن است كه جسم به خود علم ندارد و اگر چيزى عالم به ذات خود باشد ، يعنى مجرد از جسم و جسمانيات باشد ، مثل واجب الوجود و چيزى بسته به وجود او و حاصل براى او باشد به آن عالم است . مقدمه براى تحقيق صدور ممكنات از واجب اگر موجودى در ايجاد چيز ديگر دخيل باشد چند قسم است : علت تامّه ، جزء علت ، معدّ . علت تامّه آن است كه بعد از وجود آن بلافاصله معلول موجود شود ؛ مانند خورشيد كه براى روز شدن ، علت تامّه است . جزء علت آن است كه بدون آن معلول پيدا نمىشود و ليكن صرف وجود او هم كافى براى پيدا شدن معلول نيست ؛ مثل آجر براى بنا ، چون به محض ايجاد آجر بنا ساخته نمىشود

--> ( 1 ) - انعام ( 6 ) : 59 . ( 2 ) - زخرف ( 43 ) : 80 .