حسن حسن زاده آملى

275

هزار و يك كلمه (فارسى)

است . پس آن صفت را از ممكن اخذ ننموده و اگر ذات او بذاته مقتضى اين صفت شود ، ذات او هميشه بوده است و اقتضاى هر صفتى كه بكند هميشگى است و از ازل آن صفت براى او حاصل بوده است . ثانيا ( ردّ بر اشاعره ) هر صفتى كه در خارج حقيقتى داشته باشد و موجب كمال ذات شود همانند علم ، اگر عين ذات حق نباشد ، ممكن الوجود است ، زيرا كه واجب منحصر به يكى است و آن ذات است و در اين صورت ذات واجب الوجود داراى آن صفت كمال نيست فى حد ذاته و به واسطهء اين صفت كه ممكن الوجود و معلول اوست كامل مىشود ، تعالى الله عن ذلك . و نيز مىگوييم : آيا ذات ، فى حدّ ذاته ، داراى صفت كمال هست يا نيست ؟ اگر دارا باشد عين ذات اوست زيرا كه اگر عين ذات نباشد بايد جزء آن باشد ، با اينكه ذات جزء ندارد و اگر ذات داراى آن صفت نباشد و بر آن طارى شده باشد گوييم آن علت طريان ذات واجب است يا چيز ديگر ؟ اگر اين صفت از ذات ناشى شده ، پس بايد ذات داراى آن باشد ، زيرا كه موجد شىء فاقد آن نيست و اگر از امر ديگر غير از ذات عارض شده آن امر ديگر ممكن است و جايز نيست واجب الوجود از ممكن كسب فيض كند ، چون ممكن هر چه دارد از واجب الوجود اخذ نموده است . و به عبارت مختصر ، ذات واجب الوجود منشأ و مبدأ همهء موجودات و كمالاتى است كه موجب شرف هر موجود است . پس بايد كليهء كمالات را ذاتا دارا باشد و ليكن بيانى كه گفتيم در صفات حقيقيه است نه اضافيه و سلبيّه . در اقسام صفات واجب الوجود صفات واجب سه قسم است : 1 - صفات حقيقيه ؛ 2 - صفات اضافيه ؛ 3 - صفات سلبيه . صفات حقيقيه ، عبارت از صفاتى است كه بودن آنها موجب كمال ذات و با قطع نظر از ممكنات ، ذات واجب آنها را داراست ، مانند علم و قدرت و اراده و حيات .