حسن حسن زاده آملى

276

هزار و يك كلمه (فارسى)

صفات اضافيه ، صفاتى است كه عقل بعد از ملاحظهء ممكنات و علاقهء آنها به واجب تصور مىكند ، مثل خالقيت ، رازقيت و ربوبيت و اگر فرض اين صفات را هم نكنيم يعنى مخلوقى نباشد تا خدا خالق و رازق و ربّ او باشد ، باز ذات كامل است ولى اگر عالم و قادر نباشد ناقص است . صفات سلبيه عبارت از نقايصى است كه بايد ذات واجب را از آنها تنزيه نمود ، مثل اينكه مركب نيست و جسم نيست . قسم اول از صفات حقيقت خارجى است و عين ذات است و ليكن دو قسم ديگر صرف در تعقّل است . اينكه از اشاعره معروف و در السنه مشهور است كه صفات ثبوتيه هشت است ، دليلى از شرع و عقل ندارد بلكه اسماء و صفات الهى بيشمار است و هر صفت كمالى را مىتوان به ذات واجب نسبت داد . و همچنين صفات سلبيه محصور در هشت نيست ، بلكه هر نقيصه را بايد از واجب سلب نمود و چنان كه معلوم است در قرآن و ادعيه صفات بىاندازه براى واجب بيان فرموده است . در معناى اين جمله كه مىگويند : « بسيط الحقيقة كلّ الأشياء » اين جمله از ارسطو معروف است و بيانش اين است كه كثرت موجودات موجب حد و ماهيت است و ماهيت يا حد و دليل فنا و تمام است ؛ مثلا جسم تا از همه طرف منتهى نشود ، حد و نهايت پيدا نمىكند و وقتى محدود شد در خارج از حد خود موجود نيست و به اين جهت از جسم ديگرى كه در خارج حدّ اوست ممتاز است و كثرت در اجسام پيدا نمىشود . حال اگر جسم نامحدود بود جايى براى جسم ديگر باقى نمىگذاشت و همان يكى بود . پس امتياز اجسام به واسطه محدود بودن آنهاست . ماهيات ذهنيه نيز همين‌طورند ، مثلا امتياز معناى مثلث و مربع به اين است كه در مثلث بعضى خصوصيات هست كه در مربع نيست و در مربع بعضى خصوصيات هست كه در مثلث نيست ؛ يعنى هر يك فاقد خصوصيات ديگرى هستند و بالأخره تا فقدان و