حسن حسن زاده آملى

244

هزار و يك كلمه (فارسى)

در مكانى مانند عرش يا كرسى نشسته است ، يا حيّزى دارد و سه ذرع مكعب از مكانى را اشغال نموده است ؛ زيرا كه در اين صورت محتاج به مكانى خواهد بود و به واسطه آن مكان ممكن است لغزشى پيدا كند ، چنان كه اگر عرش كج شود و بلرزد خدا هم بلرزد و كج شود ، يا اگر مكانى كه خدا در آنجاست اگر بالا و پايين رود خدا هم بالا و پايين برود يا خدا را بيندازد . به هر حال آن خدايى كه محتاج به مكان است اختيارش در دست مكان است نه در دست خودش ، و به همين قاعده معلوم مىشود كه او جسم و جراثيم نيست . 21 ) « ليس في الأشياء بوالج ، و لا عنها بخارج » . اين مسأله از ، مهمّات مسائل توحيديست . صوفيه و عرفا و متشرّعه و اصحاب حديث ، حتى فرنگيها هم عدّه‌اى هستند كه در اين مسأله وارد شده ، و به اسامى متعدده ذكر آن شده : صوفيه « وحدت وجود » گفته‌اند ، و اهل حديث و متشرعه همين احاديث و عبارات را نقل كرده و تفسير نموده و گاهى گفته‌اند كه او ( تعالى ) وحدت عدديه ندارد . اوّلا وارد اين مبحث بشويم كه وحدت وجود يعنى چه ؟ و ثانيا اينكه آيا وحدت وجود كفر است يا نه ؟ و بيان شطحيات متصوّفه ؟ ثالثا به چه طريق بايد آن را ثابت يا رد نمود . امّا بيان مطلب اول يعنى معناى وحدت وجود معناى وحدت وجود اين است كه در عالم يك حقيقت موجود است و آن خداست ، و موجودات ديگر قابل اينكه به آنها چيز گفته شود نيستند . گاهى مجازا و گاهى حقيقة اين بيان در عرف و استعمال گفته مىشود مثل اينكه جبرئيل فرياد زد : « لا فتى إلّا على ، لا سيف ، إلّا ذو الفقار » « 1 » ؛ يعنى در عالم يك جوانمرد پيدا نمىشود مگر على ، و يك شمشير نيست مگر ذو الفقار . با اينكه در ظاهر اين سخن غلط به نظر مىآيد ؛ چون مرد جوان در عالم بسيار است و شمشير هم زياد

--> ( 1 ) - بحار الأنوار ، ج 20 ، ص 71 ، 73 ، 86 .