حسن حسن زاده آملى
240
هزار و يك كلمه (فارسى)
هم مىكنند ، منتها با ماكوى طلا . و فرنگيها كه اقانيم سهگانه قائل هستند - پدر و پسر و روح القدس - از بتپرستها گرفتهاند و گفتهاند : عيسى عليه السّلام پسر خدا بوده است ، و خدا آمده در شكم مريم عليه السّلام مجسّم به صورت انسانى شده است و يهود خدا را گرفته كشتند . و نيز عرب قائل بودهاند كه ملائكه دختران خدا هستند وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ « 1 » . و نظير اين آيه در قرآن بسيار است و سورهء قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ جواب همه را مىدهد . ولد داشتن و تولّد شدن بر دو قسم است : يك قسم را حكما توالد گويند ، و قسم ديگر را تولد ، و شامل حيوان و نبات هر دو مىشود . يك وقت به واسطه اجتماع نر و ماده اجزاى نطفهء نر در شكم ماده پرورش داده شده و خداوند در شكم مادر صورت جنين خلق مىكند ، اين را حكما توالد گويند . گاهى اوقات بدون اين ترتيب خداوند خلق مىكند ، مثلا از چرك در بدن انسان شپش پيدا مىشود ، يا در آب گنديده كرم و پشه و در وسط سيب گاهى يك كرم خداوند خلق كرده ، يا در روده انسان بدون پدر و مادر ؛ از قبيل قلمه زدن شاخهء درخت كه بدون تخم سبز مىشود . حضرت آدم را نيز خداوند همين طور بىپدر و مادر خلق كرده ؛ زيرا خدايى كه قدرت دارد از نطفهء در شكم مادر انسان بيافريند قدرت دارد از خاك در خارج از شكم هم انسان خلق كند ؛ بلكه در قيامت كه مردم زنده مىشوند از همين قبيل است كه حضرت آدم را خلقت فرموده . و غرض از تولد و توالد آن است كه از اجزاى ديگرى مقدارى منفصل شود و از آن اجزاى جدا شده ولد خلق شود ، به اين اصطلاح مىشود گفت آدم از زمين تولد يافته ؛ چون مقدارى از اجزاى زمين جدا شده و آدم خلق شده ، يا عقرب مثلا از خاك و آب تولد يافته ؛ زيرا كه از اجزاى زمين رطوبتى و زير آجر خداوند عقرب را خلق مىكند . خدا هم اگر پسر يا دختر داشته باشد بايد مقدارى از اجزاى او منفصل گردد و از آن اجزا يا حضرت عيسى درست شود در شكم مريم عليه السّلام آن طور كه عيسوىها مىگويند - چون و لو
--> ( 1 ) - زخرف ( 43 ) : 19 .