حسن حسن زاده آملى
222
هزار و يك كلمه (فارسى)
در شكل و تركيب مطابق با آن است ، چنان كه فرموده : « و تشير الآلات إلى نظائرها » . خلاصه اينكه محال است با آلات و ادوات حاسّه خداوند را مشاهده كرد ، يا به قوهء واهمه تصوّرش نمود ؛ زيرا كه البته اگر بخواهيم او را درك نماييم بايد صورتى مطابق او با ذهن و قوه متخيّله و حسّ مشترك ما متحد گردد ، و چون متّحد با ذهن ما گرديد ديگر مطابق با حضرت حق نيست ؛ چون اين از جنس روح و نفس و از توابع انسان و جزء ممكنات ، و آن بالاتر از آن است كه روحش بگوييم يا نفسش بخوانيم يا ممكنش بدانيم . اى برتر از خيال و قياس و گمان و وهم * و ز هرچه گفتهاند و شنيديم و خواندهايم مجلس تمام گشت و به آخر رسيد عمر * ما همچنان در اوّل وصف تو ماندهايم ادراك ممكنى ممكن ديگر را جز به علم حصولى صورت نبندد ؛ يعنى يك چيز دو فرد داشته باشد يا از يك نوع دوتا موجود باشد ، يك خدا در خارج واقعا موجود باشد و يكى هم مثل او در عقل و خيال انسان بوده و با آن متّحد گردد ، چنين چيزى محال است ؛ زيرا كه آن خداى ذهنى از جنس خود ذهن و خودش هم خيال است ، مطابق نيست با آن صورت خارجى . 13 ) « بها تجلّى صانعها للعقول ، و بها امتنع عن نظر العيون » . در اول كتاب شاهنامه گويد : به بينندگان آفريننده را * نبينى مرنجان دو بيننده را و ليكن فتحعلى خان صبا در خداوند نامه گويد : به بينندگان آفريننده بين * به ژرفى يكى در دو بيننده بين كه باز است از اين خرد بينندهات * درى زى بزرگ آفرينندهات دو شخص مطلب متناقض گفتهاند ظاهرا ، ولى هر دو صحيح است ؛ چون فردوسى گويد : خدا را با چشم نمىشود ديد ، صحيح گفته ، و صبا مىگويد : خدا را با چشم مىشود ديد ، يعنى از بس حكمت در چشم خلق كرده كه به اين كوچكى دنياى به اين بزرگى را مشاهده مىكند كه چشم دليل بر قدرت خداست ؛