حسن حسن زاده آملى

223

هزار و يك كلمه (فارسى)

چنان كه در فقرهء چهارم اين كتاب شرح آن داده شد « 1 » . صبا همين يك چشم را دليل بر شناختن خدا آورده ؛ و ليكن حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد : تمام آلات و ادوات دليل معرفت حقّ هستند : در گوش دقّت مىكنى حكمت‌ها مىبينى ، در چشم همين طور ، در زبان ، در قوه شامّه و لامسه ، در قوّه متخيّله و واهمه ، هر يك به اندازه‌اى حكمت هست كه انسان را مبهوت و متحيّر مىكند ، و ذكر تمام آنها متوقّف بر علم تشريح است ، و آنچه در توحيد مفضّل ذكر نموده نيز توقّفى دارد ؛ لذا فعلا آن را براى وقت ديگر مىگذاريم إن شاء الله ؛ و فعلا معنى تجلّى و اينكه ادراك عقول بر چه نحو است ذكر مىنماييم : تجلّى اگر چه به معنى ظاهر شدن است و جلوت در مقابل خلوت است ؛ و ليكن ظهور بعد از خفاست . وقتى كسى پشت پرده نشسته باشد يك مرتبه پرده را بردارد و حاضرين دفعة او را مشاهده كنند ، مىگويند : جلوه كرد ، يا تجلّى نموده در جلوه انسان درست خصوصيات ، جلوه‌كننده را ملتفت نمىشود به طورى كه خصوصيات چشم و ابرو و رنگ چهره و كيفيات لباس را معلوم نمايد ، همينطور وقتى در دقايق حكمت عالم باريك شويم مىبينيم كه اينها خالقى حكيم دارد البته ، و ليكن اين فقط جلوه‌ايست از جلوات حق ؛ يعنى او را به تمام خصوصيات ادراك ننموده . مىگويند علم به علّت ، حدّ تام است از براى وجود معلول ولى وجود معلول حدّ ناقص است براى علت . اين مثلى كه فعلا مىخواهم بگويم مىترسم بر گوشها سنگين باشد و ليكن چون حقيقت است مىگويم . مىخواهيم با يك كسى معامله كنيم شريك بشويم يا خانه اجاره دهيم ، يا مال به امانت بسپاريم ، و يا اجيرش كنيم انسان بالطبيعه مال را دوست مىدارد . اگر بدانيم فلان از خدا مىترسد و به قيامت هم عقيده دارد و مىداند در وقتى كه خيانت در مال شريك خود نمود ، مثلا دو عبّاسى از دكّان برداشت و در حساب نياورد در قيامت از او

--> ( 1 ) - در ص 186 .