حسن حسن زاده آملى

216

هزار و يك كلمه (فارسى)

چون ما آنها را مسلمان و محترم ، و مال آنها را محترم ، و خون آنها را حرام مىدانيم و برادر مىخوانيم ، هر چند آنها با ما اين گونه عقيده نداشته باشند . همچنين در خوزستان حاكمى بايد فرستاد كه اخلاقش طورى معتدل بوده كه با عرب و عجم هر دو بسازد ، اگر تعصّب عربى داشته باشد قهرا بر عجم آنجا بد مىگذرد و اگر تعصّب عجمى داشته باشد بر عرب بد مىگذرد . نمىبينيد رسم فرنگيها اين است كه وقتى چند حزب در مملكت پيدا شد حكومت را از روى هم رفتهء اين چند حزب تشكيل مىدهند و مىگويند : قانون مجلس كه بايد در تمام افراد اجرا شود به واسطه اختلاط آراء وكلاى مختلفه تعديل شود ، و اگر يك حزب فقط قانون بنويسند مثلا ، دموكراسى موافق رأى خود قوانين جعل مىكنند كه نسبت به احزاب ديگر تحميلى است بر خلاف رأى آنها ، و تسلّط قهرى يك حزب است بر حزب ديگر ، و موجب انزجار و بىنظمى و خلاف عدالت . همين طور واجب الوجود اگر حدود و خواصّى داشته باشد بر ضد بعضى از ممكنات يا بر ضد تمام ممكنات ، البته به زودى آنهايى كه صفات و خواص ضدى دارند به زودى معدوم و بر طرف شده از بين مىروند ؛ بلكه بايد گفت : هر يك از ممكنات حدّيست از خواصّ نامحدود او ، و مرتبه‌ايست از تجلّيات او ، و به اين جهت است كه عرفا مىگويند : هر يك از ممكنات مظهر يك اسم از اسماى حقّند . پادشاهان مظهر شاهىّ حق * عارفان مرآت آگاهىّ حق خوبرويان آينهء خوبىّ او * عشق ايشان عكس مطلوبىّ او هر چند گفتن و شنيدن اين سخن دشوار است ولى حقيقت است كه شيطان هم مظهر اسم « يا مضلّ » است . و به هر حال در هر مخلوقى يك نشانه و صفتى كه نمونهء ضعيف بسيار ضعيفى از اسامى و صفات حق است موجود است . علم عالم نشانه‌اى از علم حق است بسيار ضعيف . سلطنت شاه نمونه سلطنت حق است . فلان شخص كريم مظهر اسم « يا كريم » است . سلطان عادل مظهر « يا عادل » است