حسن حسن زاده آملى
177
هزار و يك كلمه (فارسى)
مىبينيد كاملا مطابق است همان در زينبيه ، در قاضى الحاجات ، در قبله ، حجرات صحن ، عينا همان است . علت اين معرفت شما اين است كه در كربلا يك صحن به اين صفات متّصف است اگر صحن حضرت عبّاس و مسجدها و مدرسههاى كربلا تماما به همان صفات بودند آيا شما معرفت پيدا مىكرديد ؟ نه ؛ زيرا كه احتمال مىداديد شايد صحن حضرت عباس باشد . بنابراين اگر ما بخواهيم تصوّر كنيم ذات خداى ( جلّ جلاله ) را ، او را به صورت انسان فرض كنيم . البته انسان داراى صفات مشخّصه ايست ، مثلا قامتى دارد طولانى و رويى دارد و دست و پايى و چشمى كه موجودات ديگر در خصوصيات اين صفات با انسان شريك نيستند ، يعنى موجودات ديگر اين صفات را ندارند ، و خدا هم صفات خاصّهء موجودات ديگر را ندارد ؛ زيرا كه اگر صفات يكديگر را دارا بودند كاملا از هم ممتاز نبودند و يك چيز مىشدند . مىخواهيد بدانيد انسان يعنى چه ؟ يعنى داراى كمالات خود و فاقد كمالات ديگران ، و اين فقدان جزء ماهيت اوست كه اگر فاقد كمالات ديگران نبود انسان نبود . چشم عقاب تيزتر است ، شامّهء گربه حساستر از انسان ؛ گنجشك يك روزه مسافت بسيارى را طى مىكند ؛ انسان در عقل كاملتر است آنها در حسّ و قوّت بدن مانند فيل و شتر . هر چيزى را كه ما بتوانيم بشناسيم و در فكر خود خيال كنيم بگوييم : خداوند تعالى اين طور است خطا كردهايم ، زيرا كه اين چيز محدود است يعنى كمالات ديگران را فاقد است و فقدان نقص است و نقص بر ذات خدا جايز نيست . علاوه بر اينكه نقص موجب تركيب ذات است ؛ يعنى دارا بودن صفات خود و دارا نبودن صفات غير . علاوه بر اين بينونت عزليه لازم آيد . و اگر خداوند فاقد كمالات بعض موجودات باشد موجد آن نتواند شد . و به عبارت ساده اگر خدا به صورت انسان باشد ، موجودات غير انسان هستند قوىتر از انسان مثل فيل و شتر ، لازم آيد كه ممكن از واجب قوىتر باشد ، و اگر جسمى باشد به صورت انسان بايد در مكانى قرار داده شده باشد ، آن وقت از اماكن ديگر دور است و اگر در آسمان باشد