حسن حسن زاده آملى

157

هزار و يك كلمه (فارسى)

قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ « 1 » آيه كريمه انسان را نفس عمل معرفى كرده است كه آن فرزند ناصالح عمل غير صالح است و تقدير كلمه « ذو » كه « انه ذو عمل غير صالح » وهم است . و قرائت « عمل » به صورت فعل و نصب « غير » مرجوح است ؛ زيرا قرائت مشهور كه از هر حيث بهترين قرائات است قرائت حفص و ابو بكر از عاصم است . امين الاسلام طبرسى در مجمع البيان آورده است كه قرائت حفص از عاصم ، قرائت امير المؤمنين على عليه السّلام است مگر در ده كلمه . و علامه حلّى در تذكرة الفقهاء فرمود : آن ده كلمه را ابو بكر در قرآن آورده است كه روايت ابو بكر از عاصم كاملا همان قرائت امير المؤمنين عليه السّلام است و به قرائت ، هر دو « انّه عمل غير صالح » به فتح ميم و تنوين لام و رفع « غير » است . پس بدان كه جنّت و نار در ارواحند نه ارواح در جنت و نار ، بلكه در اطلاق كلمه « در » كه مشعر به ظرفيت است خيلى دقت بايد . جَزاءً وِفاقاً « 2 » مىفرمايد جزا موافق اعمال و عقايد است . « وفاق » مصدر دوم باب مفاعله از « وفق » است و مفاعله بين دو چيز است يعنى عمل را با جزا و جزا را با عمل موافقت است . مرگ هر يك اى پسر همرنگ اوست * آينه صافى يقين هم رنگ روست اى كه مىترسى ز مرگ اندر فرار * آن ز خود ترسانى اى جان هوش دار زشت روى تست نى رخسار مرگ * جان تو همچون درخت و مرگ برگ از تو رسته است ار نكويست ار بدست * ناخوش و خوش هم ضميرت از خودست

--> ( 1 ) - هود ، 46 . ( 2 ) - نبأ ، 26 .