حسن حسن زاده آملى

145

هزار و يك كلمه (فارسى)

موجودى عقل و عاقل و معقول است و به تفصيل در فصل يازدهم طرف اول مرحله دهم اسفار « 1 » و در فصل نوزدهم نمط سوم اشارات « 2 » از آن بحث شده است . قسم اول اتحاد در رسالهء استاد اين قسم اتحاد حق وجه دوم در اسفار است كه ما از آن تعبير به ذيل وجه دوم كرده‌ايم . و آن اينكه اشيائى در معانى و مفاهيم تفاوت داشته باشند و به يك وجود موجود باشند مانند اتّحاد جنس و فصل در وجود نوع ، و مثل صفات كماليه حضرت حق ( جلّت أسماؤه ) كه عين ذات بارى تعالى به يك وجود احدى الهىاند . در فرق ميان وجه سوم اتحاد و ميان قسم دوم وجه دوم كه از آن تعبير به ذيل كرده‌ايم ، دقّت بسزا لازم است . زيرا هر دو به حسب وجود مصداق مفاهيم و معانى متعدده متغايره‌اند ولى در قسم دوم وجه دوم سخن اين است كه موجودى به وجود واحد ، بالفعل مصداق مفاهيم متعدده است مانند موجود مفارق كه بالفعل هر چه بايد باشد هست ، و امكان استعدادى و استكمال در آن راه ندارد ؛ به خلاف وجه سوم اتحاد كه اختصاص به موجودى دارد كه به امكان استعدادى و حركت جوهرى در اشتداد وجودى از نقص به كمال و از قوه به فعليت مىرسد مثل نفس مستكمله انسانى ، لذا مرحوم آخوند فقط در وجه سوم فرموده است : « بعد ما لم يكن صادقا عليه أوّلا » و در دليل آن فرمود : « لاستكمال وقع له في وجوده » . اما كلام صدر المتألهين در فصل دهم فن ششم جواهر و اعراض اسفار در مرتبه واحده بودن مدرك و مدرك اينكه : كما أنّ الماهية الموجودة في الخارج كلّية بالقوّة جزئية بالفعل ، من شأنها أن تتجرّد عن المواد و تنتزع عنها الغواشي بتعمّل و تجريد و نزع ، كذلك القوة الإنسانية المدركة لها عاقلة بالقوة ؛ إذ من شأنها أن تنتزع عن نفسها المادّة و غواشيها فتصير عند ذلك عاقلة أي مدركة الكلّيات بالفعل ، و بالجملة مرتبة المدرك و المدرك في كلّ إدراك مرتبة واحدة .

--> ( 1 ) - ج 1 ، ص 286 . ( 2 ) - ص 96 ، چاپ شيخ رضا .