حسن حسن زاده آملى
42
هزار و يك كلمه (فارسى)
ملكوت سماوات عظيم خوانده مىشود . من يك بار در زمان حيات استاد اعظم آية الله رفيعى ( قدس سرّه القدّوسى ) به قزوين آمدم كه تابستان فرارسيده بود و درسها تعطيل شده بود و آن جناب به قزوين مراجعت فرمود ، پس از چند روز به قصد زيارتش در معيّت دوست فاضلم مرحوم شاه چراغى از تهران به قزوين آمديم و در بيت المعمور آن بزرگوار تشرّف حاصل كرديم ، پس از گذشت برههاى از زمان رخصت طلبيديم كه رفع زحمت كنيم ، فرمود خير بايد ناهار اينجا باشيد . عرض كرديم آقا جان در حضور جنابعالى دست ما براى تناول غذا دراز نمىشود ما براى دستبوسى و زيارت شما آمديم اجازه بفرماييد مرخّص بشويم ، قبول نفرمودند ؛ و اكنون اين بار دوم است كه پس از حدود سى و شش سال از قوّه جاذبه روحانيّت آن بزرگوار ( رضوان اللّه عليه ) بدين خطه علم و تقوى و سرزمين انبياء آمدهام . چند نامه از ايشان دارم كه همه را مثل جان شيرين نگهدارى مىكنم ، و شايسته است كه به گفته حكيم انورى تمسّك جويم : هست در ديده من خوبتر از روى سفيد * روى حرفى كه به نوك قلمت گشت سياه عزم من بنده چنانست كه تا آخر عمر * دارد از بهر شرف خط شريف تو نگاه انسان كه مكارم اخلاق علماى بزرگ اين امّت و سيرت حسنه آنها را مشاهده مىكند ، مىگويد خدايا پس آن پيغمبر مخاطب به خطاب انّك لعلى خلق عظيم را چه قدر و مرتبت و منزلت بوده است ؟ ! حضرت آية الله رفيعى كسى بوده است كه پيش از ما مرحوم امام خمينى در محضر انورش زانو زده است و معارف اندوخته است ؛ يك روز در درس مصباح الانس به مناسبتى سخن از آن جناب بهميان آورد و فرمود : آقاى خمينى خيلى باهوش بوده است . بارى حضرت آية الله رفيعى نابغهاى جامع معقول و منقول بوده است .