حسن حسن زاده آملى

67

هزار و يك كلمه (فارسى)

معاصرينش به نام عبد الحسين بهمنى كه در دو منظومه يكى بعنوان محاكمهء با خدا ، و ديگرى به نام چون و چرا نامه اعتراضاتى در آفرينش از خود اظهار داشت ؛ سروده است . آقاى مطيعى در پايان كتاب مذكور گويد : كتابى كه اكنون در معرض انتشار قرار گرفته . . . چنان كه خوانندگان محترم اطلاع دارند ؛ آقاى بهمنى . . . در سال 1308 منظومه‌اى به نام محاكمهء با خداوند ! انشاء و به معرض مطالعهء ديگران گذاردند و سركار سرهنگ احمد اخگر كه از شعراى خوش قريحه و تواناى عصر حاضر ايران مىباشند و همواره اشعار ايشان بر خلاف بعضى از شعراى معاصر داراى مضامين بكر و مطلوب است ، با دلايل متين و استوارى چون و چراهاى آقاى معترض را به بهترين وجهى پاسخ گفته‌اند . مجددا جوابى به نام چون و چرانامه اثر طبع آقاى بهمنى به وسيلهء روزنامهء خوزستان منطبعهء اهواز طبع و منتشر گرديد و طبع و انتشار چون و چرانامه سبب شد كه پاسخ مشروح و مبسوطى در هشتصد و سى و سه بيت بنام اسرار خلقت از طرف سركار سرهنگ اخگر به چون و چرانامهء آقاى بهمنى داده شد كه تمام آنها در اين كتاب مندرج است و به نظر خوانندگان عزيز مىرسد غرض داعى از عنوان كردن كتاب مزبور اينكه مرحوم اخگر در بيچون‌نامه در پاسخ منظومه بهمنى كه محاكمه با خدا است ، به بهمنى خطاب كرده دو داستان نغز آورده است كه به قول يكى از صاحبان نظر در همان كتاب فوق : جوابست و چو آبست و چو خوابست * به نغزى و روانى و گوارى و چون آن دو داستان بيچون را در موضوع گفتارم موزون يافتم نقل آن را مناسب ديدم . اينك صاحب السيف و القلم سرهنگ اخگر ستوده خصال سخن مىگويد : اديبى بهمنى نام از زمانه * گرفت از كوى حقگويى كرانه ز سير چرخ و اختر تنگدل شد * به شعر سخت گفتن سنگدل شد تا اينكه گويد :