حسن حسن زاده آملى

369

هزار و يك كلمه (فارسى)

است . و به عبارت اخرى موجودات عالم دهر ، مبادى و علل وجودات زمان و زمانى هستند كما اينكه سرمدى علّت دهرى است ؛ و چنان كه روح علّت جسد و مرتبهء كمال آنست و جسد مرتبه ضعيف علت و معلول آنست ، همچنين است زمان و زمانيات نسبت به دهر . خلاصه سرمد روح دهر است و دهر روح زمان . مثل دهر به زمان ، مثل صورت كليه معقوله زمان ذهنى با زمان متدرج خارجى است كه در حقيقت براساس رصين حركت جوهريه ، مقدار سيلان طبيعت است جز اين‌كه اين صورت معقوله با زمان خارجى معيت وجوديه ندارد و علّت آن نيست ، اما آن صورت عقليه‌اى كه جوهر مفارق در طول زمان و علّت اوست يعنى همان روح زمان ، معيّت وجوديه دارد . غرض از اين تنظير ثبات مطلق صورت معقوله و تجدد زمان خارجى است . حال كه دانسته‌اى دهر روح زمان و علت آنست ، و حقيقتى عقلى مفارق از طبيعت است ، بنابراين در بسيارى از مواردى كه از زبان اهل بيت عصمت و وحى به زمان مانند مخاطبه با ذوى العقول خطاب مىشود ، بايد به لحاظ خطاب به اصل و مبدأ زمان بوده باشد كه از مفارقات نوريه و دار آخرت است و دار آخرت حيات و شعور است وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ . از باب مثال دعاى چهل و پنجم صحيفه سجاديه در وداع شهر رمضان ، امام سجاد عليه السلام خطاب به ماه مبارك رمضان مىكند و چندين بار وى را سلام مىكند و مىفرمايد : السلام عليك يا شهر اللّه الأكبر و يا عيد أوليائه ، السلام عليك يا أكرم مصحوب من الأوقات و يا خير شهر فى الأيام و الساعات . و به تقرير و تعبير ديگر گوييم : اگر در وداع زمان و سلام بدان برايت اشكال پيش آيد كه زمان از قبيل موجود زنده با شعور قابل صحبت و توديع و سلام نيست ، جوابش اينكه : زمان و مكان و ساير اشياى بيجان اگرچه در اين عالمشان و به اين صورشان شاعر نيستند ولى همه آنها را در بعض عوالم عاليه حيات و شعور و نطق و بيان و