حسن حسن زاده آملى

308

هزار و يك كلمه (فارسى)

نويسندهء اين سطور گويد : امّا مذهب اوّل مخالف با عدل الهى و باطل و قطعا ثواب و عقاب از روى استحقاق است . و مذهب دوم نيز باطل است چنان كه در محل خود خواهد آمد ان شاء الله پس يا مذهب سيم را بايد اختيار كرد يعنى هرگز مؤمن كافر نمىشود و اگر كسى ظاهرا مؤمن بود بعد كافر شده بايد كشف كرد كه ايمانش بىاساس و تقليدى بوده است يا بگوئيم ثواب اعمال نيك را به او مىدهند به وجهى ، اگرچه تخفيف عذاب در دوزخ باشد . مطلب هشتم - در تفسير برهان از طرق عامّه روايت مىكند كه آيه بشارت در شأن على و حمزه و جعفر و عبيدة بن الحارث بن عبد المطلّب نازل شده و ليكن عبرت به عموم لفظ است مثلا اگر كسى به ديگرى بگويد هرچه از من ستم ديدى از آن درگذر او بگويد هركس به من ستم كرد از او گذشتم چون لفظ جواب عام است بايد آن را اعتبار نمود نه سبب را يعنى خصوصيّت سؤال را كه فقط يك نفر حليّت طلبيده ، لذا هرجا كه در قرآن لفظ عام باشد نبايد گفت كه آيه مخصوص به همان اشخاصى است كه به سبب آنها آيه نازل شده . 25 - إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ . 26 - الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ . به درستى كه خدا شرم نمىكند از اينكه مثلى بزند پشه يا بالاتر امّا كسانى كه ايمان آورده‌اند مىدانند آن راست از طرف پروردگار ايشان است و امّا كسانى كه كافر شده‌اند گويند خدا چه اراده كرده است به اين مثل [ در جواب بايد گفت ] كه بسيارى را به آن گمراه و بسيارى را هدايت مىكند و گمراه نمىكند به آن بجز فاسقان را ، كسانى كه پيمان خدا را پس از بستن مىشكنند و آنچه را خداوند امر فرموده وصل شود قطع مىنمايند و در زمين فساد مىكنند آنها هستند زيانكاران . مطلب اوّل - پس از اينكه خدا بيان كرد قرآن معجز است و كسى مانند آن