حسن حسن زاده آملى

287

هزار و يك كلمه (فارسى)

معاشرت كرده به اسباب ظاهرى مغرور شده‌اند و تعليمات دينى از باطن قلب هجرت كرده به ظاهر زبان منتقل شده و آن اميدى كه مسلمين در صدر اول داشته و به قاعدهء إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ متكى بودند فعلا مبدل به يأس شده و قوهء متخيله هزار دليل براى وجوب ضعف ما و قوت اجانب و مغلوبيت ما و غلبهء آنها مىتراشد كه هيچ يك واقعيت ندارد جز همين‌كه مأيوسيم و آنها از مأيوسى ما استفاده مىكنند . همين‌طور كه عقيده به إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ براى فقرا و ضعفا واجب و موجب پيشرفت و موفقيت آنهاست براى اغنيا و اقويا هم واجب است و بدون اين عقيده موقعيتشان البته متزلزل خواهد شد و سرّ اينكه دولت‌هاى جوان و تازه مقتدرترند و كمتر ممكن است با آنها معارضه كرد ، بر خلاف دولت كهنه كه به اندك حمله متلاشى مىشود همين است ، زيرا كه وقتى دولت جوان شد ، برأى العين ضعف و بيچارگى را مشاهده كرده و ديدند كه از آن حالت تغيير كرده به ثروت و دولت رسيدند لذا تغيير حال را ممكن مىدانند و با كمال تيقّظ و تنبّه از هرگونه وسيله كه ممكن است تأثير در ضعف آنها داشته باشد به شدت جلوگيرى مىكنند ، ولى وقتى مدتى متمادى در عزّت ماند خود را ثابت و مستقر مىداند و گمان نمىكند كه به هيچ وسيله ضعيف و شكسته شوند و فراموش مىكنند كه خدا بر همه چيز قادر است ، لذا در هر امرى كه موجب ضعف و اضمحلال آنهاست با بىاعتنائى مىنگرند و مشغول لهو و لعب مىشوند تا دشمنان از غفلت آنها استفاده كرده با مختصر اقدامى آنها را از بين ببرد . همين مطلب كه در جامعه‌ها گفتيم در افراد و خانواده‌ها هم هست و براى هركس ممكن است به تجربه يا به خواندن تواريخ ، شواهد و امثلهء بسيار پيدا كند . خلاصهء كلام اينكه بهترين تعليم براى ما اين عقيده است ( كه خدا بر هر چيز قادر است ) ، هرچند اروپائىها بر آن اعتراضات كنند و اين عقيده - آنچه ما مىفهميم - هم براى علما لازم است تا به معلومات خود قانع نشوند و درصدد كشف حقايق تازه برآيند و هم براى ضعفا لازم است تا مأيوس نشوند و براى