حسن حسن زاده آملى

283

هزار و يك كلمه (فارسى)

پيدا مىكنند و زود برمىگردند و اين‌كه ما گفتيم موافق با ساير مفسرين و مطابق با آيه است و حقيقت اين است كه منافقين در زمان آن حضرت هم در ظلمات بودند و مقصود ما از ذكر اين حديث از جابر آن بود كه معلوم شود علماى سلف چه اندازه در ضبط و تصحيح احاديث دقت داشتند و متأخرين چگونه در آن مساهله مىكنند ، مثلا نجاشى كه از علماى بزرگ رجال است در كتاب خود نوشته كه هرچه از جابر نقل شده ضعيف است ، چون خود جابر فى الجمله تخليط داشت ، يعنى از سادگى و خوش عقيدگى غلوى دربارهء ائمه داشت و كسانى كه كتب او را نقل نموده‌اند ضعيف بوده‌اند مثلا عمرو بن شمر راوى همين حديث را ذكر نموده و گفته احاديثى در كتب جابر زياد كرده و بعضى را نسبت به او داده مع ذلك متأخرين اينها را معتبر مىدانند و بر آن اعتماد مىكنند . مطلب پنجم در تفسير برهان روايت كرده كه ابراهيم بن ابى محمود گفت : از حضرت رضا پرسيدم از قول خداى تعالى و تركهم فى ظلمات لا يبصرون فرمود : نمىتوان خداى را وصف كرد به اينكه خيرى را ترك كرد ؛ چنان‌كه خلق او را توان وصف كرد ، و لكن چون دانست كه از كفر و ضلالت برنمىگردند معاونت و لطف را از آنها بازداشت و آنها را به اختيار خودشان واگذار نمود . در اين حديث امام مطلب مهمى را تذكر داده است چون در علم كلام و حكمت ثابت شده كه احتياج مخلوقات به خداوند فقط در اول خلقت نيست بلكه در تمام مدت وجود مستمر است ، چون عوام و بعضى متكلمين تصور مىكردند كه همانطور كه وقتى بنّا خانه را ساخت ديگر خانه احتياج به وجود آن بنّا ندارد همين‌طور هم وقتى خداوند عالم را ساخت عالم از خداوند بىنياز مىشود مگر براى مخلوقات تازه و تغيير و تبديل كه در عالم جارى است ، ولى حق اين است كه همانطور كه در حدوث محتاج است در بقا هم محتاج است ؛ اگرچه مخلوق تازه و تغيير و تبديل هم نباشد مانند نور خورشيد كه وقتى خورشيد غائب شود نور او هم باقى نمىماند ، وجود عالم هم همانطور بسته به وجود حق است كه يك آن