حسن حسن زاده آملى
284
هزار و يك كلمه (فارسى)
هم ممكن نيست بدون افاضهء او هيچ ممكنى باقى بماند و فرقى كه هست اين است كه خورشيد نمىداند نور پخش مىكند اما خداوند به مقتضاى علم و اختيار وجود مىدهد بنابراين نتوان گفت خداوند يك مخلوقى را رها كرده ، زيرا كه اگر رها كند معدوم مىشود ؛ و اينكه در آيهء مزبور مىفرمايد : خداوند منافقين را رها كرده معنايش آن است كه در عمل آنها را به اختيار خودشان واگذاشت ، اما وجود آنها را نگاه داشت و ترك نكرد ، چنانكه حضرت رضا فرمودند ؛ و مقصود از اينكه به اختيار خودشان واگذاشت اين است كه سيئات و بىاعتنايى آنها به سخنان حق موجب سلب توفيق و ضلالت آنها گشت . مطلب ششم وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ - نهايت تسلط بر دشمن آن است كه از همه طرف او را فراگيرند و نهايت عجز اين است كه شخص از تمام اطراف محاط شود و هيچ راه فرار نداشته باشد ، خداوند خود را وصف كرده به اينكه بر كفار محيط است يعنى نهايت تسلط دارد نه اينكه واقعا در اطراف قرار گرفته باشد ، زيرا كه خدا جسم نيست و مكان ندارد ؛ پس « محيط » فرمود و از آن « مسلط » خواسته است مجازا . اينكه قيد مىفرمايد : خدا محيط به كافرين است معنايش اين نيست كه بر مؤمنين احاطه ندارد ، بلكه بر همه محيط است ولى چون در اين مقام ذكر كفار شده بود اسم آنها را برده و مىفرمايد با اينكه رعد و برق و صاعقه از اطراف آنها را احاطه نموده از روى جهالت دست در گوش مىگذارند به گمان اينكه اگر صداى رعد را نشنيدند از مرگ ايمناند ، غافل از اينكه خداوند بر آنها محيط است و اگر بخواهد جان آنها را قبض مىكند ، چنانكه در آيهء اخير مىفرمايد : وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ . مطلب هفتم إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ - بسيارى از فلاسفه و متفكرين اروپا بر مضامين اين آيات ايراد مىگيرند و من علاوه براينكه در بسيارى از كتبشان خواندهام اخيرا يكى از محصلين ايرانى كه در اروپاست نوشته بود كه معلمش مىگفته شما مسلمين معتقديد خداوند بر همه چيز قادر است با اينكه چيز محال براى همه محال است و