حسن حسن زاده آملى
231
هزار و يك كلمه (فارسى)
5 - گاهى دو نفر براى اثبات مطلبى تفكر مىكنند و هر دو صحيحا به مطلوب مىرسند و ليكن يكى از راه نزديك و ديگرى از راه دور . علم منطق همچنان كه بحث مىكند كدام فكر صحيح است و كدام خطا ، همينطور بحث مىكند كه در هر قسم از مسائل و علوم چه راهى را بايد اختيار كنيم تا زودتر به مقصود برسيم . طرقى كه براى استنباط به كار مىرود بسيار است و دو قسم آن اهميت دارد : 1 - استقراء 2 - قياس استقراء آن است كه وقتى مىخواهيم يك حكمى را بفهميم اول مراجعه به جزئيات آن كنيم و حكم كلّى را از جزئيات استفاده كنيم ؛ مثلا مىخواهيم ثابت كنيم هر حيوانى حسّ لامسه دارد ؛ هريك از اقسام حيوانات را تفحّص مىكنيم . قياس آن است كه حكم جزئى را از روى حكم كلى استفاده نماييم ؛ مثلا مىخواهيم ثابت كنيم روح موجود است ، مىگوييم : هر چيزى كه آثارى از او ظاهر شود موجود است و روح هم آثارى دارد ، پس موجود است . فصل ششم علم جمال علم جمال يك فرع از علم نفس است و گفتيم در نفس قوّهاى است كه از منظره و تناسق و هيأت بعضى اشيا يك نوع لذت مىبرد و براى او نشاطى حاصل مىشود و بالعكس از منظرهء اشياى ديگر منقبض و گرفته خاطر مىشود ، پس علمى كه از جمال بحث مىكند از يكى از خواص نفس انسان گفتگو كرده است . جميل با لذيذ تفاوت دارد ؛ زيرا كه ميوهء شيرين مانند سيب از جهت طعم جميل نيست ؛ اگرچه از جهت رنگ و شكل جميل است و همچنين گل از جهت بو لذيذ است و از اين جهت جميل به او گفته نمىشود . جميل با نافع نيز تفاوت دارد ؛ زيرا كه بسيارى از چيزهاى نافع جميل نيستند و بسيارى از چيزهاى جميل منفعت ندارند و در پيش مردم چيز جميل خودش مقصود بالذّات است ؛ مثلا كسانى كه نقاشيهاى خوب يا خطها و صنايع ديگر را