حسن حسن زاده آملى

167

هزار و يك كلمه (فارسى)

صوم و حج و ولايت و هريك تكبير به جاى يكى از اين فرائض است ، در هر دو قسم روايات در جوامع روائيه اماميه وارد است . و چون چهار تكبير كنايه از ترك چيزى شده است اين اصطلاح در محاورات ادباى شيعه و سنّى به كار رفته است هرچند پيدايش آن از جهت صلاة جنازه به مذهب عامه باشد لذا صرف به كار بردن اين اصطلاح دلالت بر سنّى بودن قائل آن ندارد چنان كه مثل سنائى و حافظ كه هر دو بدون هيچ دغدغه از اكابر اماميه‌اند آن را به كار برده‌اند . بعنوان الق دلوك فى الدلاء اين مفتخر به تاج عزت ولايت اهل بيت وحى و عصمت و طهارت صلوات الله عليهم اجمعين در يكى از قصائدش بنام قصيدهء قدريه گفته است : مطلع فجر شب قدر نهاد * كرد از بند گرانم آزاد اندر آن يك وتد طالع صبح * چار تكبير زدم بر اوتاد برخى از زبان نفهمها به قدرى ژاژ خائيده است كه از بيت مورد سؤال حافظ را سنّى شناسانده است . علاوه اينكه به قول عارف رومى : هر كسى را اصطلاحى داده‌ايم * هر كسى را سيرتى بنهاده‌ايم هنديانرا اصطلاح هند مدح * سنديانرا اصطلاح سند مدح چار تكبير در لسان اهل الله اشارت به يكى از مطالب عرفانى دارد كه بازگو خواهيم كرد . اما اين اصطلاح اعنى به كار بردن چار تكبير در ترك از چه زمانى رائج شده است كاوش بسيار مىخواهد اين زمان بگذار تا وقت دگر . چار تكبير در اصطلاح عارفان : كبرياى حرم حسن تو چون روى نمود * چار تكبير زديم از همه بيزار شديم . اهل كشف و شهود اعنى سلسلهء جليله عارفان بالله از چهار تكبير چهار مرحلهء سير و سلوك سالك را اراده كنند كه آنها را چار مرحلهء فنا نيز گويند ، كه هم دلالت