حسن حسن زاده آملى
143
هزار و يك كلمه (فارسى)
اين نكته بلند را پيشواى عارفان امير مؤمنان وصى خاتم پيمبران على عليه السلام در دعاى عظيم الشأن صباح آورده است آنجا كه گويد : و جعلت الشمس و القمر للبريّة سراجا وهّاجا . يعنى گردانيدى آفتاب و ماه را براى خلائق يك چراغ بسيار درخشنده . اينكه ترجمه كردهام به « يك چراغ » علّتش اين است كه با دو بودن شمس و قمر امير المؤمنين بصيغهء تثنيه - سراجين وهّاجين - نفرمود و بدون هيچ شك و ريبى اگر قمر هم بالذات چون شمس مضىء بود به صورت تثنيه مىفرمود . همچنانكه نور ماه از ضياء آفتاب است ما سوا از يك شمس حقيقت نورانىاند لا إله الا الله وحده وحده وحده ، وحده اول توحيد در ذات و دوم در صفات و سوم در افعال است . از خداى متعال توفيق حضور تام و مراقبت كامل بخواه تا نور وحدت حقّه در جانت بتابد و از پاى تا سر همه نور خدا شود . برادرم آقاى حاج نصرت الله شفيعى بداند كه شفاعت را از اينجا بايد با خود ببرد و به آن قدر كه با انسان كامل يعنى امام عصرش عجل الله تعالى فرجه الشريف سنخيت دارد به همان اندازه از شفاعت بهرهمند است و با قرآن و عترت پيوسته است پس هم قرآن شفيع است و هم عترت و ممكن است كه شخص شفيعى هم شفيع جمعى شود ، عاقل را اشاره كافى است . و بداند كه اسماء حسنى الهى شئون ذاتيه حق و بروز و ظهور آثار وجودى اوست از آن حيث كه قادر بر اعطاى وجود است رحمن است ، و از آن حيث كه قادر بر اعطاى كمال وجود است رحيم است ، اولى رحمت رحمانى است كه بر اين خوان يغما چه دشمن چه دوست ، دومى صفت رحيميه است كه سفرهء خاصّ دوستان است . عارف رومى در گفتارش : آن يكى جودش گدا آرد پديد * و اين دگر بخشد گدايان را مزيد به اين دو رحمت اشارت كرده است مصراع اول رحمانى و دومى رحيمى است ، گدايى كن تا محتاج خلق نشوى . نكتهاى چند از دفتر نكاتم براى ترويح خاطر عاطر دوستم بياورم :