حسن حسن زاده آملى
144
هزار و يك كلمه (فارسى)
نكته : انبيا مردم را به سوى خود يعنى به مقامى كه بودند دعوت كردند و آنان را به پايهء خود خواندند پس اگر اوحدى از مردم دعوتشان را لبيك بگويند و به مقاماتى بس منيع نائل شوند كه طايفهاى از كارهاى انبياء باذن الله تعالى از آنان بروز كند چه باك . نكته : معراج و لوج به ملكوت است نه عروج به كرات ، صلاة معراج مؤمن است و مصلى با خدايش در مناجات است رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود : المصلّى يناجى ربّه . نكته : عرش منتهاى خلق است كه آن طرفش ديگر خلقى نيست : الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى و انسان كامل بخصوص خاتم صلى الله عليه و آله و سلم كه هميشه فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ است پس در همه حال در عرش است و اگر گويى دائم الصعود و دائم النزول است راست گفتى و از اينجا در معراج تفكر كن و صلاة معراج عارفين است . و الحمد لله رب العالمين . نكته : انسان داراى خصوصيتهايى از قبيل اكل و شرب و نكاح و غيرهاست كه اين خصوصيتها را در هر عالم مطابق شأن و اقتضاى همان عالم داراست در اين عالم ماده كه نشأة اولى است روشن است و در نشآت ديگر كه سلسلهء علل طولى وجودى اينجا هستند به قياس آن نشآت با اين نشأة است ، « صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى » : وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى فَلَوْ لا تَذَكَّرُونَ ( الواقعه آيه 63 ) در اين نكته خيلى دقت كن كه تا بسيارى از آيات و روايات پس از مرگ برايت روشن شود . نكته : از شاه اولياء امير المؤمنين على عليه السلام سؤال كردند كه وجود چيست ؟ گفت : به غير وجود چيست . اى در طلب گره گشايى مرده * با وصل بزاده از جدايى مرده اى بر لب بحر تشنه در خواب شده * وى بر سر گنج از گدايى مرده نكته : تا دهن بسته نشد دل باز نمىشود از سيد كائنات ( ص ) روايت است كه چون فرزندان و نبيرههاى آدم عليه السلام بسيار شدند در نزد وى سخن مىگفتند و وى ساكت بود گفتند اى پدر چه شد شما را كه سخن نمىگويى ؟ گفت اى