حسن حسن زاده آملى

142

هزار و يك كلمه (فارسى)

فرياد كه در رهگذر آدم خاكى * بس دانه فشاندند و بسى دام كشيدند همّت طلب از باطن پيران سحرخيز * زيرا كه يكى را ز دو عالم طلبيدند زنهار مزن دست به دامان گروهى * كز حق ببريدند و به باطل گرويدند چون خلق در آيند به بازار حقيقت * ترسم نفروشند متاعى كه خريدند كوتاه نظر غافل از آن سرو بلند است * كاين جامه باندازهء هركس نبريدند مرغان نظر باز سبك سير فروغى * از دامگه خاك بر افلاك پريدند جناب خواجه نصير الدين طوسى در ابتداى رساله شريف آغاز و انجام فرمايد : سپاس آفريدگارى را كه آغاز همه از اوست و انجام همه بدوست بلكه خود همه اوست . اگر از بيشتر مردم پرسى كه شب به فروغ ماه روشن است يا خورشيد ؟ هر آينه گويند ماه و شايد پرسنده را پاسخ ندهند كه پرسشى نابخردانه است ولى آنكه در دانش ستاره‌شناسى دست دارد مىگويد شب هم از فروغ خورشيد روشن است نه از ماه زيرا كه ماه خود از خورشيد فروغ مىگيرد . اين مثل را بدان آوردم تا گفتار خواجه را دريابى و بدانى كه اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . مثل ديگر اگر در صحن خانه چراغى روشن باشد و بر ديوارهاى خانه آيينه‌هايى به كار رفته باشد كه همه از آن چراغ نور بگيرند آنكه از دور آيينه‌ها را مىبيند و از چراغ بى خبر است پندارد كه نور از آن آيينه‌هاست ولى آنكه از واقع آگاه است گويد همه از نور چراغ است .