حسن حسن زاده آملى
9
هزار و يك كلمه (فارسى)
بسم اللّه الرحمن الرّحيم الحمد للّه ربّ العالمين دانش گرانقدر طبّ ، و ارزش والاى طبيب فراتر و فزونتر از آنند كه در كرّاسهاى به صورت مقاله و رساله برشته نوشته درآيند . طبيب در ميان ابناء نوع خود بدان سعادت و مقام و مرتبت است كه به مظهر بودن اسم شريف « مُحيى » كه از اسماى بزرگ الهى است ، نايل آمده است . يعنى طبيب در منظر اعلاى مردم اوحدي « عيسوى مَشربي » در مدينه فاضله انسانى است كه به درمان بيماران إحياى نفوس مىكند ، و به پيكر جامعه روح حيات و بقاء مىدمد . علاوه اين كه خود « طبيب » به دو معنى از نامهاى نيكوى خداى سبحان است : يك معنى اين كه لفظ « طبيب » از اسماى كتبى خداوند تعالى مأثور است ؛ دوم اين كه هر كلمهاى از كلمات نوري وجودى اسمى از اسماى تكوينى الهى است ، تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مجمل . وانگهى خداى را كه به « يا شافي » مىخواني و از وى درمان مىخواهى ، چنانست كه برزگر از خداوند باران طلب مىكند . هر يك از درمان و باران را اسبابى است كه بايد از آن اسباب خواسته هر يك برآورده شود ، بيمار و برزگر هر دو تشنه آب حياتاند ، وجود طبيب براى بيمار بمنزلت ابر رحمت براى برزگر است . نظم عالم براساس حكمت قائم است ، خواستن با عزل وسائط و اسباب در ديده حق بين موحّد حقيقى ناروا است كه نقض حكمت است . موحّد عاقل باش و توحيد قرآنى را كه هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ بر جان و دل نشان و چند بيتى از دفتر دل به مفاد حديثى از زبان خداوند دل بشنو :